الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٦٥ - نيايش هفتم دعاى آن حضرت به هنگامى كه براى او مهمّى پيش مىآمد يا حادثهاى رخ مىداد و به هنگام اندوه
آمرانهاش نياز نيست، به اراده تو بازداشتنى است و به گفتار بازدارندهاش نياز نيست.
تويى آن كه در مهمات بخوانند و در سختيها به او پناه جويند. هيچ بلايى از سرما نرود جز آنكه تواش برانى و هيچ اندوهى از دل ما رخت نبندد مگر آنكه تواش از ميان بردارى.
اى پروردگار من، بر من محنتى رسيده كه بار گرانش مرا از پاى در آورده است و به رنجى در افتادهام كه بر خود هموار نتوانم كرد. تو خود به قدرت خويش آن محنت و رنج بر من وارد آوردهاى و به سوى من روانه داشتهاى. آنچه را تو وارد آوردهاى كس بازگرداندن نتواند و آنچه را تو روانه داشتهاى كس دفع نتواند و آن در را كه تو بستهاى كس گشادن نتواند و آن در را كه تو گشادهاى كس بستن نتواند. چون كسى را به رنج افكنى كس راحتش نرساند و چون كسى را خوار دارى كس عزيز نگرداند. پس درود بفرست بر محمد و خاندانش. اى پروردگار من، به فضل خويش در آسايش بر من بگشاى و به قدرت خويش سطوت اندوه را بر من بشكن و در آنچه زبان شكايت گشودهام به رحمت نظر كن و مرا حلاوت استجابت در هر چه خواستهام بچشان و از نزد خويش رحمتى و گشايشى خوشگوار بر من ارزانى دار و راه رهايى در پيش پاى من بگشاى. چنان مكن كه به سبب اندوه از انجام دادن فرايض و مستحبات تو بازمانم، كه من اى پروردگار، در برابر اين محنت كه بر من وارد آمده بىطاقتم و پيمانه شكيباييم از آن اندوه كه نصيب من گرديده اينك لبريز است. تنها تويى كه توانى آن اندوه را از ميان بردارى و آن بلا را كه بدان گرفتار آمدهام دفع كنى. پس مرا از بند بلا وارهان اگر چه شايسته آن نباشم. يا ذا العرش العظيم.