الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ٣٥٢ - نيايش چهل و نهم در دور ساختن مكر دشمنان و بازگرداندن قهر ايشان
نيايش چهل و نهم [١]
اى خداى من، تو مرا هدايت كردى و من به لهو و غفلت روى آوردم.
پندم دادى و من سخت دلى نمودم. نعمتهاى نيكويم دادى و من نافرمانى كردم. آنگاه آنچه مرا از آن منع كرده بودى به من شناسانيدى و من شناختم و آمرزش طلبيدم و تو گناه من بخشيدى. زان سپس من بار ديگر به گناه بازگشتم و تو اغماض كردى. پس حمد باد تو را اى خداوند من.
خود را در واديهاى هلاكت در افكندم و به درههاى تلف در آمدم و در آن احوال، با سطوت و قهر تو، با عذابها و عقوبتهاى تو روياروى شدم.
بار خدايا، رهتوشه من براى رسيدن به تو، اعتقاد من به يكتايى توست و دستاويز من اينكه هيچ چيز در خدايى با تو شريك نساختهام و كسى را جز تو به خدايى نگرفتهام و اينك خود در تو گريختهام، زيرا خطاكاران را جز تو فرارگاهى نيست و براى پناهندهاى كه بهره خويش تباه كرده است جز تو پناهگاهى نيست.
بار خدايا، چه بسا دشمنى كه شمشير عداوت آخت و بر من تاخت و براى كشتن من خنجر خويش تيز كرد و با دم برنده آن آهنگ جان من نمود و زهر كشنده به آب من بياميخت و خدنگ جان شكار خويش در كمان نهاد و مرا نشانه گرفت و چون پاسبانان همواره بيدار، ديده از من بر نمىگرفت و در دل داشت كه مرا گزندى سخت رساند و شرنگ كينه خويش به كامم ريزد. آنگاه اى خداوند من، ديدى كه چسان از تحمل
(١) دعاى آن حضرت است در دور ساختن مكر دشمنان و بازگرداندن قهر ايشان.