الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ١٦ - مقدمه
كشته خواهد شد. آيا تو پسر عمّ من جعفر بن محمد (ع) را ديدهاى؟
گفتم: آرى.
گفت: آيا شنيدهاى كه درباره من سخنى بر زبانش رفته باشد؟
گفتم: آرى.
گفت: مرا بگوى كه از من چگونه ياد كرد؟
گفتم: فدايت شوم، نمىخواهم آنچه را از او شنيدهام روى در روى تو بگويم.
گفت: مرا از مرگ بيم مىدهى؟ بگوى كه از او چه شنيدهاى؟
گفتم: از او شنيدم كه مىگفت كه تو كشته خواهى شد و پيكرت بر دار كنند، آنسان كه پدرت را كشتند و پيكرش را بردار كردند.
چون اين بگفتم، چهره درهم كشيد و گفت «خدا هرچه را بخواهد مىسترد و هرچه را بخواهد نگاه مىدارد و ام الكتاب در نزد اوست.» ٨ اى متوكل، خداوند عز و جل اين دين را به ما مؤيد ساخته. ما را هم علم ارزانى داشته و هم شمشير و اين دو را ويژه ما ساخته و حال آنكه پسر عمان ما را تنها علم عطا كرده است.
گفتم: فدايت شوم، مىبينم كه مردم را به پسر عمت جعفر بن محمد (ع) گرايش بيش است تا به تو و پدرت.
يحيى گفت: از اينروست كه عمّ من محمد بن على و پسرش جعفر (ع) مردم را به زندگى فراخواندهاند و ما به