الصحيفة السجادية - آيتى، عبد المحمد - الصفحة ١٤٠ - نيايش بيست و يكم دعاى آن حضرت هنگامى كه چيزى غمگينش مىساخت يا گناهان سبب اندوهش مىشد
سپاسگزارى در برابر نعمتت را فراموش كنم، يا از ذكر احسان و بخشش تو غافل شوم، يا از استجابت دعايم- هر چند به تأخير افتد- نوميد گردم، چه در مسرّت باشم يا اندوه، چه در سختى باشم يا آسايش، چه در عافيت به سر برم يا در بلا، چه در توانگرى باشم يا بينوايى، چه در فراخى نعمت باشم يا در تنگى معيشت و چه در فقر يا غنا.
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا در همه حال توفيق ده كه ذكر جميل تو گويم و به ستايش تو بر خيزم و سپاست بگزارم، تا به آنچه از مال دنيا بر من ارزانى داشتهاى دلخوش نباشم و به منع تو اندوه نخورم. خوف خود شعار دلم گردان و تنم را به كارى برگمار كه تواش مىپسندى و مرا از هر چه به من روى آورد، به فرمانبردارى خود مشغول دار، تا چيزى كه تو را به خشم آورد به دوستى نگيرم و از چيزى كه رضاى تو در آن است خشم نگيرم.
بار خدايا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و دلم از هر محبتى تهى گردان تا تنها جاى محبت تو باشد، و به ياد خود مشغول دار و از بيم خود توانگر نماى و رغبت آن به خود برانگيز و به طاعت خود گرايش ده و بدان راه كه بيشترش دوست دارى روان بدار و چنان كن كه تا زندهام مقهور رغبت به چيزى باشد كه در نزد توست.
اى خداوند، چنان كن كه در اين جهان پرهيزگارى رهتوشه من باشد و مقصد من در اين سفر رسيدن به رحمت تو و خشنودى تو سراى من و بهشت تو جايگاه من. و مرا نيرويى ده كه بار رضاى تو بر دوش توانم كشيد و از هر كه گريزم در تو گريزم و خواست من چيزى باشد كه در نزد تو باشد. قلبم را از بدسيرتان به بيم افكن و انس خود و دوستان خود و بندگان فرمانبردارت را نصيب من كن.
بار خدايا، بار منّت هيچ گنهكار و كافر بر دوش من منه و براى هيچ يك از آنان در نزد من نعمت و بهرهاى قرار مده و مرا نيز به آنان محتاج