ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٩ - بحث روايتى(رواياتى در باره اقسام وحى نازل بر پيامبر
و ما براى روشن شدن مطلب عين كلام طبرسى در مجمع البيان را نقل مىكنيم: از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه فرمودند: روح هرگز به آسمان صعود نكرده، و همواره در ما هست [١].
و اما اينكه صاحب روح المعانى آن را غريب و شگفت خوانده شگفتى در سخن خود او است كه هيچ دليلى بر درست نبودن اين حديث نياورده. علاوه بر اينكه خود او تسديد و تاييد كردن اين روح را در باره غير رسول خدا ٦ يعنى بعضى از افراد امت قبول كرده، آن وقت چطور آن را در باره رسول خدا ٦ و ائمه اهل بيت انكار مىكند؟ و خواننده اگر بخواهد به اعتراف وى در باره تسديد روح اطلاع يابد، بايد به تفسير روح المعانى در قسم اشاراتش مراجعه نمايد.
و در نهج البلاغه آمده: و خداى تعالى از روزى كه رسول خدا ٦ از شير گرفته شد، بزرگترين فرشته خود را قرين او ساخت تا آن جناب را شب و روز به طريق مكارم و به سوى محاسن اخلاق عالم سوق دهد [٢].
و در الدر المنثور است كه ابو نعيم- در كتاب دلائل- و ابن عساكر از على (ع) روايت كردهاند كه گفت: شخصى از رسول خدا ٦ پرسيد: آيا هيچ بتى را پرستيدهاى؟ فرمود: نه. پرسيدند هيچ شراب نوشيدهاى؟ فرمود: هرگز.
من از اولين روز زندگىام همين مقدار را مىدانستم كه اين عقايدى كه مردم دارند كفر است، ولى نمىدانستم كتاب و ايمان چيست. در اينجا بود كه آيه شريفه(ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ) نازل شد[٣].
و در كافى به سند خود از ابى عمرو زبيرى، از امام صادق (ع) روايتى آورده كه در ضمن آن در ضمير آيه (وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ) فرمود: يعنى تو مردم را به سوى صراط مستقيم دعوت مىكنى[٤].
و در كافى به سند خود از جابر از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه گفت: از آن جناب شنيدم كه فرمود: قرآنى به دريا افتاد، ديدند كه تمامى آياتش سياه شده، جز اين آيه كه مىفرمايد:(أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ)[٥].
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٣٧.
[٢] نهج البلاغه صبحى الصالح، ص ٣٠٠.
[٣] الدر المنثور، ج ٦، ص ١٣.
[٤] كافى، ج ٥، ص ١٣.
[٥] اصول كافى، ج ٢، ص ٦٣٢.