ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٨ - بحث روايتى(رواياتى در باره اقسام وحى نازل بر پيامبر
رسالت هم جمع مىشود، مانند رسول خدا ٦ كه هم رسول بود و جبرئيل را در بيدارى رو در روى خود مىديد و با او سخن مىگفت، و هم نبى بود و جبرئيل را در خواب مىديد. و اما محدث عبارت است از كسى كه كلام فرشته را مىشنود و با او سخن مىگويد، ولى او را نمىبيند، نه در خواب و نه در بيدارى[١] مؤلف: در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز هست.
و در كتاب توحيد به سند خود از محمد بن مسلم و محمد بن مروان، از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ تشخيص نمىداد كه اين شخصى كه با او سخن مىگويد جبرئيل و از طرف خدا است، مگر به توفيق[٢].
و در تفسير عياشى از زراره روايت آورده كه گفت: به امام صادق (ع) عرضه داشتم: چطور رسول خدا ٦ هنگامى كه پيامى از ناحيه خدا به سويش مىآمد از اين معنا نمىترسيد كه اين پيام از طرف ابليس باشد، و اين شيطانست كه در قلب او مداخله مىكند؟ امام (ع) فرمود: خداى تعالى وقتى بندهاى را رسول خود مىسازد سكينت و وقار بر او نازل مىكند، در نتيجه پيامآور خدا نزدش مىآيد و رسول او را به چشم مىبيند، همان طور كه اشخاص ديگر را به چشم مىبيند.
و در كافى به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت: من از امام صادق (ع) از كلام خداى تبارك و تعالى پرسيدم كه مىفرمايد:(وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ) فرمود: روح عبارت است از خلقى كه در ميان خلائق از جبرئيل و ميكائيل هم بزرگتر است، و اين روح همواره با رسول خدا ٦ و ائمه بعد از آن جناب هست، و كارش تسديد و تاييد آن حضرات است[٣].
مؤلف: در معناى اين حديث تعدادى روايت هست كه در بعضى از آنها آمده كه آن روح از ملكوت است. صاحب تفسير روح المعانى مىگويد: طبرسى از حضرت ابى جعفر و ابى عبد اللَّه روايت كرده كه مراد از اين روح، فرشتهاى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل كه همواره با رسول خدا ٦ بوده و هيچ گاه به آسمان صعود نمىكرده. و اين حرف در نهايت غرابت و شگفتى است، و احتمال مىرود كه استنادش به اين دو امام درست نباشد [٤].
[١] بصائر الدرجات، ص ٣٧١.
[٢] توحيد صدوق، ص ٢٤٢.
[٣] اصول كافى، ج ١، ص ٢٧٣.
[٤] روح المعانى، ج ٢٥، ص ٥٨.