ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٤ - رواياتى در باره ارتباط مصائب دنيوى با گناهان، در ذيل آيه ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم
نمىكند، چون خدا عادلتر از آن است كه بندهاش را به خاطر يك گناه دو بار عقوبت كند[١].
مؤلف: اين روايت را الدر المنثور هم از عدهاى از صاحبان كتب حديث از على (ع) از رسول خدا ٦ روايت كرده[٢]. و از فحواى آن استفاده مىشود كه آيه شريفه(وَ ما أَصابَكُمْ) خاص به مؤمنين است، و خطاب در آن نيز به ايشان است، و مفادش اين است كه خدا گناهان همه ايشان را مىآمرزد، و ديگر در برزخ و قيامت عذاب نمىبينند، چون آيه شريفه گناهان را منحصر در دو قسم مىكند. يكى آنهايى كه با رساندن مصيبت مؤاخذه مىشوند، و يكى هم آنهايى كه بخشوده مىشوند. و روايت هم مفادش اين است كه بعد از مؤاخذه با مصائب، ديگر مؤاخذهاى نيست، و بعد از عفو هم ديگر مؤاخذهاى نخواهد بود، به همين جهت مساله از چند جهت مورد اشكال قرار مىگيرد:
اول از اين جهت كه ما در سابق گفتيم از سياق آيه برمىآيد كه به عموميتش مؤمن و كافر را شامل مىشود.
دوم از جهت اينكه معارض با روايات بسيار زيادى است كه شايد به حد تواتر معنوى برسد، رواياتى كه مىگويند: بعضى از مؤمنين در قبر و يا در آخرت عذاب مىبينند.
سوم از جهت اينكه اين روايت با ظاهر آياتى كه دلالت دارد بر اينكه موطن و محل جزاى اعمال آخرت است مخالفت دارد، مانند آيه(وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ)[٣] چون ظاهر اين آيه اين است كه خداى تعالى جزاى اعمال را در دنيا نمىدهد، و گر نه هيچ جنبدهاى روى زمين نمىماند، بلكه آن را تاخير مىاندازد تا مدتى معين، همين كه آن مدت فرا رسيد ديگر حتى يك ساعت هم جلو و عقبش نمىاندازد. و همچنين آيات ديگرى كه دلالت دارد بر اينكه هر معصيت و مظلمهاى بازخواست مىشود، و روز بازخواست از آن بعد از مرگ و در قيامت است، مگر آنكه صاحبش در دنيا توبه كرده باشد، و يا با عمل نيكى آن را از بين برده باشد و يا در قيامت شفاعتى مشمول حالش گردد، و امثال اينها.
علاوه بر اينكه آيه مورد بحث، يعنى آيه(وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ)- همان طور كه قبلا هم گفتيم- نه دلالت دارد بر اينكه مصيبتهاى وارده جزاى اعمال است، و نه بر اين كه عفو از بسيارى از گناهان ابطال جزاء در آنها است، بلكه
[١] مجمع البيان، ج ٩، ص ٣٠.
[٢] الدر المنثور، ج ٦، ص ٩١.
[٣] سوره نحل، آيه ٦١.