ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٣ - وجوه متعددى كه در بيان معنى و مفاد آيه فوق گفته شده است
اين مسلك در صورتى صحيح است كه ما صدور معصيت از انبياء را جائز بدانيم، و اين خلاف دليل قطعى از كتاب و سنت و عقل است، چون اين ادله بر عصمت انبياء (ع) دلالت دارند كه بحثش در جلد دوم اين كتاب و جاهايى ديگر گذشت.
علاوه بر اين، اشكال نامربوط بودن آمرزش گناهان با فتح مبين به جاى خود باقى است.
٢- مراد از مغفرت گناهان گذشته و آينده، مغفرت گناهانى است كه قبلا مرتكب شده و آنچه كه بعدا مرتكب مىشود. و منظور از مغفرت گناهانى كه هنوز مرتكب نشده، وعده به آن است، چون اگر بگوييم خود مغفرت منظور است، اشكال مىشود كه گناه ارتكاب نشده مغفرت بردار نيست[١].
اشكال اين وجه همان اشكال وجه قبلى است، علاوه بر اينكه آمرزش گناهان بعدى مستلزم آن است كه تكليف از آن جناب برداشته شده باشد، و اين مخالف نص صريح كلام خداى تعالى است، آن هم در آياتى بسيار، مانند آيه(إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ)[٢] و آيه(وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ)[٣] و آياتى ديگر كه سياقشان استثناء نمىپذيرد.
علاوه بر اينكه بعضى از گناهان قابل آمرزش نيست، مانند شرك به خدا، افتراء و دروغ بر او، استهزاء به آيات خدا، افساد در زمين، و هتك محارم. و آيه مورد بحث بطور مطلق فرموده: گناهان آيندهات را آمرزيده، پس بايد اين گونه گناهان براى آن جناب جائز باشد، و اين معقول نيست كه خدا بندهاى از بندگان خود را براى اقامه دينش و اصلاح زمين مبعوث كند آن وقت اين پيغمبر، همين كه به نصرت خدا دعوتش ريشه كرد، و خدا او را بر هر چه كه خواست غلبه داد، اجازهاش دهد تمامى اوامرش را مخالفت نموده، آنچه را كه بنا كرده ويران سازد و آنچه را كه اصلاح كرده تباه كند، و به او بفرمايد: هر چه بكنى من تو را مىآمرزم و از هر دروغ و افترايى كه به من ببندى عفو مىكنم، با اينكه عمل آن پيغمبر خود دعوت و تبليغ عملى است، اين از نظر عقل. و اما از نظر قرآن، آيه شريفه(وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ، لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ)[٤] صريح در اين است كه چنين ايمنى به رسول خدا
[١] تفسير مجمع البيان، ج ٩، ص ١١٠
[٢] ما كتاب را به حق بر تو نازل كرديم، پس خدا را با دين خالص عبادت كن. سوره زمر، آيه ٢.
[٣] من مامور شدهام كه اولين مسلمان باشم. سوره زمر، آيه ١٢.
[٤] اگر پارهاى نسبتهاى دروغ به ما ببندند با دست قدرتمان او را مىگيريم، و رگ دلش را قطع مىكنيم. سوره الحاقه، آيه ٤٤ و ٤٦.