ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣ - ٨- دليل چهارم روايات گوناگون در تحريم ربا
منفعت است و به شرط اين كه چيزى به او عاريه بدهد زيادى انتفاع است و هر دو نوع، ربا و حرام است.
(١) ٥- تحريم رباى قرضى كه زيادى فعليه در آن شرط شده (مثل اين كه كسى وامى بدهد و شرط كند وامگيرنده لباس او را بدوزد يا اتومبيلش را تعمير كند).
تحريم اين نوع از ربا در روايت جميل بن دراج، از امام صادق عليه السّلام وارد شده است. به متن آن توجه فرماييد: قال: قلت له: اصلحك اللّه [١] انّا نخالط نفرا من اهل السّواد [٢] فنقرضهم القرض و يصرفون الينا غلّاتهم فنبيعها له باجر و لنا فى ذلك منفعة قال: فقال: لا باس: «به امام عليه السّلام عرض كردم خداوند شما را به سلامت دارد، ما با گروهى از مردم عراق رفت و آمد داريم، وامى به آنها مىدهيم آنها نيز غلات خود را براى فروش به ما مىدهند و سودى از آن به ما مىرسد، فرمود: اشكال ندارد». [٣]
(٢) اشاره به اين كه چون انجام چنين كارى را بر آنها شرط نكردهايد، اشكالى ندارد و هرگاه فروش غلات به صورت شرط در قرارداد وام ذكر مىشد ربا و حرام بود، و اين از قبيل شرط فعل است.
ولى چون اين مسأله به صورت شرط نبوده است لذا امام عليه السّلام مىفرمايد اشكالى ندارد.
[١]- مراد از اين جمله، ترجمه تحت اللفظى آن نيست؛ چرا كه مناسب شأن امامت نيست، بلكه در عرف عرب نوعى دعاست كه به معناى تقاضاى سلامتى از خداوند براى امام است.
[٢]- منظور از اهل سواد كشور عراق است، توضيح اين كه عربستان چون زمينهاى خشك و بىآب و علف و درخت دارد به سرزمين آن، ارض بياض يعنى زمين سفيد گفته مىشود و در مقابل چون سرزمين عراق داراى درخت و نخل است و از دور به چشم سياه به نظر مىرسد، بنابراين، ارض سواد يعنى زمين سياه ناميده شده است و بدين جهت است كه مردم عراق را اهل سواد مىنامند.
[٣]- وسايل الشيعة، جلد ١٣، ابواب الدين و القرض، باب ١٩، حديث ١٢