ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - ٤- معاملات مكروه
چون اقتصاد آنها، فاقد ارزشهاى اخلاقى است و مصلحت جامعه نيز در اين است كه سايه اخلاق بر اقتصاد گسترده باشد، چرا كه اين مسأله به نفع جامعه و افراد آن است؛ اين معنى در روايات اسلامى به وضوح ديده مىشود.
(١) مثلا در روايتى آمده است: اگر ثروتمند نسبت به ثروت خود بخل بورزد و از آن به نيازمندان كمك نكند، فقير دين خود را به دنيايش مىفروشد. [١]
بديهى است اگر ثروتمندان مسائل اخلاقى را به فراموشى بسپارند و نسبت به نيازمندان جامعه هيچ ارفاق و كمك و ملاحظهاى نكنند، اين امر كم كم سبب عداوت و دشمنى نيازمندان مىشود و آنها منتظر فرصتى مىشوند كه انتقام خود را بگيرند، همانطور كه منشأ قيام كمونيستى همين امر بود.
(٢) در روايت ديگرى مىخوانيم: «حصّنوا اموالكم بالزّكاة؛ اموال و ثروت
[١]- متن روايت، كه علامه مجلسى «رض» آن را در بحار الانوار، جلد ٧٤، صفحه ٤١٧ آورده است، چنين است: قال علىّ (ع) لجابر بن عبد اللّه الانصارى: يا جابر قوام الدّنيا باربعة:
عالم مستعمل علمه، و جاهل لا يستنكف ان يتعلّم و جواد لا يبخل بمعروفه و فقير لا يبيع آخرته بدنياه، فاذا ضيّع العالم علمه استنكف الجاهل ان يتعلّم و اذا بخل الغنىّ بمعروفه باع الفقير آخرته بدنياه، يا جابر من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس اليه فمن قام اللّه فيها بما يجب فيها عرّضها للدّوام و البقاء و من لم يقم فيها بما يجب عرّضها للزّوال و الفناء: «امام (ع) به جابر بن عبد اللّه انصارى فرمود: اى جابر! اركان دين و دنيا بر چهار چيز استوار است: ١- عالم و دانشمندى كه علم خود را به كار گيرد، ٢- نادانى كه از فراگيرى سرباز نزند، ٣- سخاوتمندى كه در كار نيك بخل نورزد، ٤- و نيازمندى كه آخرتش را به دنيا نفروشد؛ هرگاه عالم علمش را ضايع كند (و به آن عمل نكند) جاهل از فراگيرى علم خوددارى مىكند و زمانى كه بىنيازان از نيكى بخل ورزند نيازمندان آخرت خود را به دنيا مىفروشند.
اى جابر! كسى كه نعمت فراوان خداوند به او روى آورد نياز مردم به او بسيار خواهد بود، در اين حال آن كس كه وظيفه خود را در برابر اين نعمتهاى خداداد انجام دهد به دوام و بقاء نعمت خويش كمك كرده است، و آن كس كه چنين نكند آنها را در معرض زوال قرار داده است». اين روايت در نهج البلاغه فيض الاسلام، كلمات قصار، كلمه ٣٦٤ نيز آمده است.