ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - نكته پنجم رباخوارى با فلسفه پيدايش پول منافات دارد
معاملات كلان، انجام مىشود به اين صورت كه يك كشور نفت مىدهد و در مقابل ماشين آلات كشاورزى مىگيرد.
(١) ولى انسان تدريجا در معاملات پاياپاى به چند مشكل مهم برخورد كرد:
نخست اين كه هر جنسى قابل تبديل به جنس دلخواه و مورد علاقه نيست؛ مثلا اگر من گندم داشته باشم و بخواهم براى خانوادهام كفش تهيه كنم، گاهى اوقات كفاش احتياج به گندم ندارد، و لذا من نمىتوانم گندم را به كفش تبديل كنم و ناچارم كه گندم را به جنس مورد علاقه كفاش تبديل كنم و سپس آن جنس را با كفش مبادله نمايم و انجام اين كار در سطح وسيع براى مردم مشكل آفرين است.
دوم اين كه حمل اجناس به عنوان بهاى معاملات، مشكل آفرين است مخصوصا در سفرها، مگر يك انسان مثلا چقدر گندم مىتواند با خود حمل كند كه در طول سفر تمام احتياجات او را برآورده كند!
(٢) سومين مشكل در معاملات بزرگ است كه اگر بخواهد معاملات كلان بين افراد يا دولتها دائما به صورت كالا به كالا انجام شود مشكلاتى از نظر نگهدارى كالا، انبار، حمل و نقل و ... خواهد داشت كه بر كسى پوشيده نيست.
به اين دليل و دلايل ديگر، انسان براى رفع اين مشكلات، فهميد كه احتياج به يك حلقه رابط دارد؛ يعنى به چيزى دسترسى پيدا كند كه قابل تبديل به همه اجناس باشد، ضمنا حجم و وزن آن نيز كم باشد، و به راحتى حمل و نقل گردد، بدين منظور طلا و نقره را انتخاب كرد، چون اين دو فلز مورد قبول همه بود و تا اندازه زيادى مشكلات مزبور را برطرف مىساخت.
(٣) طلا را براى معاملات بزرگ و كلان انتخاب كرد و نقره را براى معاملات خرد و كوچك.
طلا و نقره رواج پيدا كرد و كم كم سكّه خورد و قدرت دولتها هم پشت آن قرار گرفت و به عنوان حلقه اتّصال بين همه كالاها مورد قبول عامه واقع شد و نام