حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
عنوان كردند.
بعضى ديگر، آلت دست دشمنان شناختهشده اسلام بودند كه از وجودشان براى انحراف فكر مسلمانان از مسائل حياتى كه با آن روبهرو بودند؛ و يا براى ايجاد تفرقه و نفاق و تضعيف قدرت مذهبى مخصوصاً قدرت روحانيّون كه همواره مزاحم سرسخت آنها بودند، استفاده مىشد.
خلاصه، اين بازى ادّعاى مهدويّت همچنان ادامه يافت تا اين اواخر كه «سيّد محمّد على باب» را به روى صحنه آوردند.
گرچه او در آغاز جرأت چنين ادّعائى را نداشت بلكه طبق اسناد زنده و گواهى سخنان خودش كه امروز در نوشتهها موجود است، مدّعى مهدويّت نبود، بلكه به همين مقدار قانع بود كه او را «باب» و «نائب خاصّ مهدى» بدانند.
ولى با گذشت زمان و جمع شدن عدّهاى اطراف او، و تحريك آنها كه در پشت صحنه سر نخ اين برنامه را در دست داشتند، ادّعاى خود را به قائميّت (مهدويّت) تغيير داد. [١]
قرائن و اسنادى كه از تاريخ زندگى او و پيروانش جمعآورى شده- و چه خوب جمعآورى كردهاند- نشان مىدهد كه دعوى او از هر سه
[١]- در كتاب «ظهور الحق» كه مورد قبول اين فرقه است (در صفحه ١٧٣) مىخوانيم كه «باب» در اواسط سال ١٢٦٥ در زندان ماكو طى نامهاى به ملّا عبد الخالق نوشت «انا القائم الحق الّذى انتم بظهوره توعدون» و ملّا عبد الخالق پس از اين جريان از ادّعاى او سخت ناراحت شد.