حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - عيوب حكومت دموكراسى
البتّه اگر اكثريّت بتواند نخست اين گروه را از تخت قدرتشان پايين بكشد سپس انتخاباتى صورت گيرد، ممكن است اكثريّت واقعى حاكم بر مقدّرات جامعه باشند، ولى اين كار هم به اصطلاح سر از دور و تسلسل و محال در مىآورد.
و اگر ما بتوانيم حكومت اكثريّت واقعى را بر اقلّيّت (فرضاً) به نحوى توجيه كنيم مسلّماً حكومت اقلّيّت استثمارگر بر اكثريّت استثمار شده به هيچوجه قابل توجيه نيست.
٣ نامساوى در شرايط مساوى در اين سيستم حكومتى هر كس در هر شرائطى داراى يك رأى است، يعنى:
يك دانشمند بزرگ با يك فرد بيسواد كاملًا مساوى است؛ همچنين يك سياستمدار آگاه و ورزيده و ملّى، با يك فرد ناوارد و فاقد تجربه؛ و يك انسان پاكدامن خوشنام با يك عضو دزد آلوده جانى ...
و اين يك نوع بىعدالتى آشكار است، چرا كه يكى از اين دو مىتواند هزاران برابر ديگرى سرنوشتساز باشد.
درست است كه اگر بخواهيم تفاوتهايى ميان افراد قائل شويم، با فقدان معيار و ضابطه روشن روبهرو خواهيم شد ولى هر چه هست اين يك نوع نارسائى است كه در طبيعت حكومت دموكراسى مادّى غربى نهفته است. ٤ دنبالهروى بجاى رهبرى- حكومتها و نمايندگان مجلس در اين سيستم حتماً خود را ملزم به رعايت خواستههاى اكثريّت (بىهيچ قيد و شرط) مىدانند، چرا كه براى حال و آينده چشمشان به آنها دوخته