حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - سير تكاملى جامعهها
به سوى جامعهاى كه در آن از جنگ و خونريزيهاى ويرانگر و ضدّ تكامل اثرى نباشد.
به سوى جامعه كه تنها «صلح و عدل» حاكم بر مقدّرات انسانها باشد، و روح تجاوزطلبى و استعمار كه مهمترين سدّ راه «تكامل مادّى و معنوى» او است، در آن مرده باشد.
ممكن است كسانى بگويند كه تكاملهاى گذشته همه در جنبههاى مادّى صورت گرفته، و دليلى ندارد كه سير تكاملى، معنويات را هم در بر گيرد.
ولى پاسخ اين سخن روشن است زيرا:
اوّلًا، در تكاملهاى گذشته بسيارى از اصول معنوى و انسانى را نيز مىتوان يافت؛ مثلًا، در علوم و دانشهاى بشرى كه در پرتو تكامل، پيشروى عظيم كرده است؛ علوم غير مادّى هم كم نيست؛ و فى المثل، اعتقاد بشر نخستين درباره «خدا» كه به صورت پرستش قطعات سنگ و چوب و حتّى بتهايى از خرما بود، هيچگونه شباهتى با درك يك دانشمند روشن ضمير خداشناس يا يك حكيم عارف ربّانى امروز، از اين مسأله، ندارد.
ثانياً، تكامل در همه جا تكامل است؛ و عشقى را كه در درون وجود خود نسبت به آن مىيابيم هيچ حدّ و مرزى را به رسميّت نمىشناسد و در همه زمينهها جوياى آن هستيم و در مسير آن پويا.
از اين گذشته، اصول مادّى و معنوى از هم جدا نيستند؛ و فى المثل، روح ستيزهجويى و برترىطلبى، و تجاوزگرى، به همان اندازه زندگى