حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠ - ٣ فلسفه وجود امام به هنگام غيبت
بلكه، او از نظر زندگى، يك زندگى طبيعى عينى خارجى دارد، منتها با عمرى طولانى؛ در ميان مردم و در دل جامعهها رفت و آمد دارد؛ و در نقاط مختلف زندگى مىكند؛ و اگر استثنايى در زندگى او هست همين است كه او از يك عمر طولانى برخوردار است؛ همين و بس.
او بطور ناشناس در جامعه انسانى زندگى مىكند، و هيچ كس درباره غيبت او جز اين نگفته است؛ و چقدر فرق است ميان «ناشناس» و «نامرئى»!
حال كه اين سوء تفاهم برطرف شد، به سراغ اين موضوع مىرويم كه:
بسيار خوب، ولى اين چنين زندگى ممكن است براى يك فرد عادى قابل توجيه باشد، امّا آيا براى يك رهبر- آن هم يك رهبر بزرگ الهى- قابل قبول است؟!
شاگردى كه معلّم خود را نشناسد، بيمارى كه به وجود طبيب و مطبّ او پى نبرد، تشنهاى كه از چشمه آب بىخبر باشد- هر چند در نزديكى او قرار داشته باشد- چه بهرهاى مىتوانند ببرند؟!
جالب اين كه:
اين سؤال تنها امروز براى ما مطرح نيست؛ از روايات اسلامى بر مىآيد كه حتّى پيش از تولّد مهدى عليه السلام در عصر امامان پيشينش مطرح بوده و به هنگامى كه آنها سخن از مهدى و طول غيبتش به ميان مىآوردند، با چنين سؤال روبهرو مىشدند و با آغوش باز به آن پاسخ مىگفتند كه نمونهاى از آنها را ذيلًا از نظر مىگذرانيم: