حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - الزامها و ضرورتهاى اجتماعى
الزامها و ضرورتهاى اجتماعى
منظور از «الزام اجتماعى» اين است كه وضع زندگى اجتماعى انسانها به چنان مرحلهاى برسد كه احساس نياز به مطلبى كند و آن را به عنوان يك «ضرورت» بپذيرد.
اين را هم مىدانيم كه هر انسانى در آغاز چنان است كه مىخواهد از هر نظر آزاد باشد و هيچ گونه محدوديّتى در زندگى او وجود نداشته باشد، ولى كم كم مىفهمد كه اين گونه آزادى او را از بسيارى از امتيازات زندگى جمعى محروم مىسازد، و به خواستهاى اصيل او زيان مىرساند؛ و اگر قيد و بندهايى به نام «قانون» را نپذيرد، اجتماعى كه در آن زندگى مىكند گرفتار هرج و مرج مىشود و از هم متلاشى مىگردد.
اينجاست كه تن به مقررات و اصول و قوانينى مىدهد.
همينطور با پيشرفت جوامع؛ روز به روز بر ميزان اين قيد و بندها افزوده مىشود، و باز همه آنها را به عنوان «ضرورت» مىپذيرد.
يك مثال ساده براى اين موضوع مىزنيم: