حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
به هر حال، اين يك قاعده كلّى است كه هميشه هر دروغى خود را در لباس راست قرار مىدهد و از اعتبار آن براى پوشاندن بىاعتبارى خود استفاده مىكند كه «اين دروغ از راست مىگيرد فروغ!»
هيچ خائن و نادرست و دزد و دروغگو، در چهره اصلى خود ظاهر نمىشود؛ بلكه با استفاده از آبرو و حيثيّت و «امانت و پاكى و درستى» و تظاهر به آنها به هدفهاى نامشروع خود مىرسند.
آيا اين دليل بىاعتبار بودن اين مفاهيم عالى انسانى است! ثانياً، آيا اعتقاد به ظهور مهدى يك واقعيّت است كه مورد سوء استفاده قرار گرفته يا يك امر تخيّلى است؟
اگر واقعيّت آن را پذيرفتهايم- چنانكه بايد هم بپذيريم زيرا دلايل فراوانى بر آن در دست داريم- با سوء استفاده اين و آن نمىتوان كنارش گذارد، و اگر (فرضاً) واقعيّتى نداشته باشد، بايد آن را كنار گذارد، خواه از اين عنوان استفاده نامناسب شده باشد يا نه!
به هر حال، طرز بهرهگيرى درست يا نادرست از يك موضوع نمىتواند وسيله قضاوت درباره آن موضوع باشد.
آيا اگر روزى «انرژى اتمى» وسيله جنگ افروزان سنگدل دنيا مورد سوء استفاده قرار گيرد و در يك حمله اتمى به شهر «هيروشيما» ٣٠٠ هزار نفر كشته و ٣٠٠ هزار نفر مجروح كه پس از گذشتن ٣٠ سال هنوز زخمهاى هولناك بعضى درمان نيافته، به جاى بماند، دليل اين مىشود كه بكلّى از اين انرژى عظيم چشم بپوشيم يا اصلًا وجود آن را انكار كنيم؟ چرا كه امپرياليستهاى بىرحم از آن سوء استفاده كردهاند؛ يا