حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - انقلاب يا اصلاحات تدريجى
طرفداران اين اصل در همه دگرگونيهاى اجتماعى، شاخ و برگهاى زيادى براى چگونگى انقلاب و تحوّل اجتماعات درست كردهاند كه نه همه آنها مستدل است، و نه منطبق بر روند مسائل تاريخى و شواهد عينى، ولى نمىتوان انكار كرد كه اين اصل در موارد بسيارى قابل قبول است.
توضيح اينكه:
آنچه به واقعيّت نزديكتر به نظر مىرسد اين است كه درجه فساد اجتماعات با هم متفاوت است، آنجا كه فساد به صورت همهگير، و همه جانبه در نيامده، اصلاحات تدريجى مىتواند اساس برنامههاى اصلاحى را تشكيل دهد.
امّا آنجا كه فساد همه جا را گرفت و يا در بيشتر سازمانهاى اجتماعى نفوذ كرد جز با يك انقلاب بنيادى و جهش، نمىتوان بر نابسامانيها چيره گشت.
و اين درست به آن مىماند كه يك بناى با عظمت را با تعميرات تدريجى مرمّت مىكنند و شكوه نخستين را به آن بازمىگردانند؛ امّا هنگامى كه شالودهها از درون رو به ويرانى گذارد؛ و پايههاى اصلى در حال پوسيدن و فرو ريختن بود؛ آن را بكلّى در هم مىكوبند و بر ويرانه آن بنايى تازه برپا مىكنند.
شواهد زيادى بر درستى اين عقيده در دست داريم:
١- اصلاحات تدريجى هميشه بر همان شالودههاى قديمى گذارده مىشود و تأثير آنها وابسته به آن است كه شالودههاى سالم باشد، و به