حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - ١ عشق به صلح و عدالت
نيز در نيازهاى ضرورى و مسائل اصولى زندگى، از الهام فطرى بهرهمند است و اين چراغ مىتواند ما را در مسيرى كه در پيش داريم رهنمون گردد.
آيا در مسأله مورد بحث يعنى پايان گرفتن جهان با جنگ و خونريزى و ظلم و بيدادگرى، يا حكومت صلح و عدالت و امنيت، الهامهاى فطرى مىتواند به ما كمكى كند يا نه؟
پاسخ اين سؤال مثبت است؛ زيرا دو نشانه قابل ملاحظه وجود دارد كه مىتواند ما را به حقيقت رهنمون گردد:
١ عشق به صلح و عدالت
عشق به صلح و عدالت در درون جان هر كسى هست؛ همه از صلح و عدل لذّت مىبرند؛ و با تمام وجود خود خواهان جهانى مملو از اين دو هستند.
با تمام اختلافهايى كه در ميان ملّتها و امّتها در طرز تفكّر، آداب و رسوم، عشقها و علاقهها، خواستها و مكتبها، وجود دارد؛ همه بدون استثنا سخت به اين دو علاقهمندند، و گمان مىكنم دليلى بيش از اين براى فطرى بودن آنها لزوم ندارد؛ چه اينكه همه جا عموميّت خواستهها دليل بر فطرى بودن آنهاست.
آيا اين يك عطش كاذب است؟