حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - واكنشهاى اجتماعى
يكباره عوامل جهل را كنار زدند؛ و مشعل علم را برافروختند و پرچم دانش را در همه جا به اهتزاز در آوردند.
٢- انقلاب كبير فرانسه به سال ١٧٨٩- كه جهشى فوق العاده در جهت سياسى و اجتماعى بود در برابر استبداد و استعمار طبقاتى و زور گويى و خودكامگى رژيمهاى حاكم ظاهر گشت كه جامعه فرانسه و سپس جوامع ديگر اروپايى را وارد مرحله نوينى از تاريخ خود ساخت و حكومت قانون را- البتّه تا حدودى- جانشين زور و استبداد نمود.
٣- انقلاب بر ضدّ بردگى- در سال ١٨٤٨ كه نخست از انگلستان آغاز شد- نتيجه طرز رفتار فوق العاده خشن و ضدّ انسانى برده داران با بردگان بود كه از يك سو آتش انقلاب را در خود بردگان، و از سوى ديگر در عواطف برانگيخته شده جامعهها به سود بردگان، شعلهور ساخت؛ و نظام بردگى را در هم پيچيد، هر چند شكل ديگرى از بردگى كه مرموزتر و وسيعتر از آن بود جاى آن را گرفت و تحت عنوان «كمك به آبادى كشورهاى عقب مانده» آيين «استعمار به» وجود آمد!
نظام بردگى در هر حال مىبايست برچيده شود، ولى طرز رفتار با بردگان آن را تسريع كرد.
٤- انقلاب بر ضدّ استعمار، در عصر ما، واكنش مستقيم رفتارهاى ضدّ انسانى استعمارگران در مستعمرات بوده و هست؛ كه باعث شكفتن شعور اجتماعى مردم استعمار زده گرديد و پرچم مخالفت را با