حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - واكنشهاى اجتماعى
نشود، اين اميال سركوفته و واپس زده، از مرحله «شعور ظاهر» به مرحله «باطن» و ناشناخته روح، عقبنشينى مىكند، و در وجدان، ناآگاه (ضمير باطن) تشكيل عقده يا «كمپلكس» مىدهد؛ بلكه به عقيده بعضى ضمير باطن چيزى جز همين اميال واپس زده نيست!
آنها در نهانگاه ضمير آدمى آرام نمىنشينند، و دائماً سعى دارند خود را به نحوى نشان دهند؛ عكس العمل اين عقدهها در افراد بسيار متفاوت است، ولى مىتوان گفت غالباً خود را در يكى از اشكال زير نشان مىدهند:
١- از طريق ايجاد اختلال روانى و به هم زدن دستگاه خود آگاه فكر.
٢- از طريق فرار و گريز از اجتماع و انزوا و بدبينى.
٣- از طريق انتقامجويى ناآگاهانه از جامعهاى كه او را چنين ساخته!
٤- از طريق ارضا در صورتهاى بدلى و خيالى.
٥- از طريق «تصعيد» و پرواز به مراحل عاليتر!
مثلًا، فرض كنيد پسرى تمايل شديدى به دخترى پيدا كرده است و باز فرض كنيد بر اثر مخالفت شديد پدر و مادر او با ازدواج آنان نتوانسته است به وصال همسر مورد علاقهاش برسد، اين عشق سوزان از مرحله خود آگاه روح او، به شعور باطن، رانده مىشود و نه تنها نابود نمىگردد، بلكه بزودى واكنشهاى شديد از خود نشان مىدهد.
ممكن است او را ديوانه كند؛ يا براى هميشه به انزوا بكشاند؛ يا از او يك انسان انتقامجو و جنايتكار خطرناك بسازد؛ يا او را به شعر و ادب