حكومت جهانى مهدى(عج) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢ - ٣ ظهور سفيانى
در بحث گذشته نقش دجّالها را در مقابل انقلابهاى سازنده شناختيم، اكنون بايد با نقشههاى شيطانى سفيانى آشنا شويم؛ زيرا براى تحقّق بخشيدن به مفهوم انتظار راستين شناخت همه «طرفداران» و «مخالفان» طرح اصلاح جهانى نهايت لزوم را دارد.
ابو سفيان كه سر سلسله سفيانىها بود مشخّصات زير را داشت:
١- سرمايهدارى بود كه از طريق غارتگرى و غصب حقوق دگران و رباخوارى و مانند آن به نوايى رسيده بود.
٢- قدرتمندى بود كه از طرق شيطانى كسب نفوذ و قدرت نموده، نقش رهبرى احزاب جاهلى را در مكّه و اطراف آن بر عهده داشت؛ و همه شخصيّتش در اين دو خلاصه مىشد.
پيش از ظهور اسلام براى خود رياست و حكومتى قابل ملاحظه داشت، امّا پس از ظهور اسلام همه اركان قدرتش متزلزل گرديد، چرا كه اسلام دشمن سرسخت همانها بود كه قدرت شيطانى ابو سفيانها بر آن قرار داشت؛ و جاى تعجّب نيست كه او دشمن شماره يك اسلام شد.
٣- او مظهر نظام ظالمانه جامعه طبقاتى مكّه به شمار مىرفت و حمايت بىدريغش از بت و بتپرستى نيز به همين خاطر بود؛ زيرا بتها بهترين وسيله براى «نفاق افكندن و حكومت كردن» و «تحميق و تخدير تودههاى به زنجير كشيده» و در نتيجه تحكيم پايههاى قدرت ابو سفيانها بودند.
مخالفت سرسختانه او با اسلام- چنان كه گفتيم- به همين دليل بود