پرشكوهترين مراسم عبادت و قربانى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
بندگان نيازمند تقديم مىدارند، در واقع قلب خود و دوستان و فقرا را از مهر و محبت خداوند سيراب مىسازند.
بر خلاف آنچه با نام طاغوت و بتان ذبح مىشود و طعامى كه با نام خدا نبوده و يا به سلامتى طاغوتها مىنوشند و مىخورند و به كفر و ناسپاسى مىپردازند، باعث مىشود كه به جاى مهر و محبت خدا قلبشان با مهر و محبت و پرستش غير خدا سيراب گردد چنانكه خداوند كفرپيشگان بنىاسرائيل كه يك عمر بر سر سفره فرعونيان طاغوتى نشسته و از گوشت گوسالههايى كه به نام بتان ذبح شده بود تناول كرده بودند مىفرمايد:
«وَ اشْرِبُوا فى قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِم؛ «١»
و به سبب كفرى كه داشتند دلهايشان با مهر و محبت و پرسش گوساله سرشته و سيراب شد».
منسك و قربانى در امم پيشين
«وَ لِكُلِّ امَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكَاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيْمَةِ الْأنْعام «٢»؛
و براى هر امتى قربانگاهى قرار داديم تا نام خدا را به هنگام قربانى بر چهارپايانى كه به آنان روزى دادهايم ببرند».
منسك يا قربانى در علم اديان و امم پيشين عبارت از گرفتن زندگى موجود زندهاى (اعم از انسان، حيوان يا نبات) از راه كشتن و خوردن به منظور تقرب به خدايان و جلب نظر آنان بوده است.
مفهوم «نزديكى جستن به خدا يا خدايان» در كلمه قربانى (كه از ريشه قرب) است و كلمه Sacrifice (ساكريفيس) در زبان اروپايى تقريباً معادل مفهوم كلمه قربانى است و مىرساند كه شئ قربانى شده براى خدايان به وسيله قربانى كردن جنبه قدس و خدايى به خود گرفته است. اما موضوع و مقاصد و كيفيات قربانى در ميان اديان و امم پيشين به اندازهاى متنوع است كه نمىتوان همه آنها را به معنى واحد و مشتركى كه در كلمات فوق است برگرداند. «٣»