الگوى مصرف از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٣ - ٥/ ٤ پرهيز از بخشش اموال عمومى
٢٣٠. امام على عليه السلام در گفتارى با عبد اللّه بن زَمعه، يكى از شيعيان وى، به مناسبت آن كه در دوران خلافتش، از او مالى طلب كرده بود-: اين مال، نه از آنِ من است و نه تو؛ بلكه دارايى مسلمانان است كه به نيروى شمشيرهايشان به دست آمده است. پس اگر تو در نبردشان با آنان همراه بودهاى، همانند ايشان بهره مىبَرى؛ وگرنه، دستاورد ايشان جز براى خود آنان نيست.
٢٣١. دعائم الإسلام: وى (على عليه السلام) به تقسيم مال ميان مسلمانان برنشست. مردى بس سالخورده، نزد وى ايستاد و گفت: اى امير مؤمنان عليه السلام! همان گونه كه مىبينى، من پيرى سالخوردهام و بندهاى هستم كه به تقسيط آزاد شده؛ پس، از اين مال، مرا يارى ده.
فرمود: «به خدا سوگند! اين نه دسترنج من است و نه ميراثم از پدر؛ بلكه امانتى است كه به من سپرده شده و آن را به اهلش مىرسانم. با اين حال، بنشين!».
پس وى نشست. مردم گرداگرد امير مؤمنان عليه السلام بودند. وى (پيرمرد) به ايشان نگريست و گفت: خداى رحمت كند كسى را كه به پيرى سالخورده و گرانبار كمك كند! آنگاه، مردم به وى بخشش كردند.