الگوى مصرف از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١ - حديث
١٧٩. الزهد، ابن حنبل به نقل از يزيد بن عبد اللّه بن قسيط: معجون بادامى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورده شد. چون آن را به هم زدند، فرمود: «اين چيست؟». گفتند: معجون بادام. فرمود: «آن را از من دور كنيد؛ زيرا آن، نوشيدنىِ نازپروردگان است».
١٨٠. شُعب الإيمان به نقل از واثلة بن اسقع: من از فقيران نمازگزار در اهل صفّه بودم. روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نزد ما آمد و فرمود: «چهسان خواهيد بود آنگاه كه پس از من، از نان گندم و روغن سير شويد و غذاهاى رنگين بخوريد و جامههاى گوناگون بپوشيد. وضعِ شما امروز بهتر است يا آن روز؟». گفتيم: آن روز.
فرمود: «بلكه وضع امروز شما بهتر است».
١٨١. حلية الأولياء به نقل از ابن شهاب-: روزى عثمان بن مَظعون، به مسجد درآمد، در حالى كه گليمى پاره، بر وى بود كه با تكّه پوستى، آن را پينه كرده بود. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر وى دل بسوخت و اصحاب نيز بر دلسوزى او دل سوختند. فرمود: «چهسان خواهيد بود در روزى كه هر يك از شما، صبحگاهان در جامهاى است و شامگاهان در جامه ديگر، و پياپى نزدش ظرف غذا نهاده شود، و خانههايتان را همچون كعبه بپوشانيد؟».
گفتند: آرزو داريم كه چنان روزى دررسد، اى پيامبر خدا! تا به آسايش و رفاه، دست يابيم. فرمود: «بىترديد، چنان خواهد شد؛ امّا امروز، بيش از آن روز، به سود شماست».
١٨٢. الزهد، ابن حنبل به نقل از حرب بن ابو اسود، از طلحه بصرى: به مدينه درآمدم، در حالى كه بدان شناختى نداشتم و شايد گفت: در آنجا، آشنايى نداشتم و ميان ما دو كف خرما براى هر نفر، تقسيم مىشد. پس روزى، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيشاپيش ما نماز نهاد؛ سپس كسى از فراپشت وى، بانگ برآورد و گفت: «اى پيامبر خدا! خرما، اندرونهاى ما را بسوزانده و جامههاى كتانمان، پاره شده است.
پيامبر به خطبه ايستاد و پس از سپاس و ستايش خداوند، فرمود: «به خدا سوگند! اگر براى شما گوشت و نانى مىيافتم، شما را از آن، اطعام مىكردم. هر آينه، روزگارى برايتان خواهد آمد كه ظرفهاى غذا، صبحگاهان و شامگاهان، پياپى نزدتان درآيد، و جامههايى همانند پوشش كعبه، بر تن كنيد».
گفتند: اى پيامبر خدا! امروز به خيريم يا آن روز خواهيم بود؟
فرمود: «شما امروز بيش از آن روز، به خيريد؛ شما امروز بيش از آن روز به خيريد. در آن روز، گردن يكديگر را خواهيد زد».