مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١ - موسيقى بلاى عصر
ارضاى وحشيانه شهوات ممكن است جلب نوعى اهميت كند، ولى هيچ چيز غير منطقى تر از يك زندگى كه به تفريح بگذرد نيست.
كاهش عمومى هوش و نيروى عقل از تأثير الكل، بالأ خره از بى نظمى در عادت ناشى مى گردد و بدون ترديد سينما و راديو در اين بحران فكرى سهيمند.
به طور كلى بايد موسيقى را در رديف مواد مخدر شناخت، زيرا آثار تخدير آن به هيچوجه قابل انكار نيست، و تخدير، انواع و اقسامى دارد، و بشر مى تواند از طريق مختلف، اعصاب خود را تخدير كند.
گاهى تخدير به وسيله خوردن است. نوشابه هاى الكلى تخدير شديدى در اعصاب به وجود مى آورد و انسان را از مطالب ديگر بى خبر مى سازد.
و گاهى تخدير به وسيله استنشاق از بينى، در بدن ايجاد مى شود، مانند گرد هروئين كه از طريق بينى در بدن وارد مى شود، اعصاب را براى مدتى تخدير مى كند; و براى بسيارى از بيمارانى كه احتياج به تخدير دارند، از طريق تزريق مواد مخدر در رگ انجام مى گيرد.
و گاهى همين تخدير از مجراى گوش صورت مى پذيرد، و استماع موسيقى و «كنسرت»، در اعصاب شنونده اثر تخديرى ايجاد مى كند و گاهى آن چنان شديد مى شود كه انسان را مانند افراد بهت زده، از حالت طبيعى بيرون مى آورد و توجه او را از يك سلسله امور مادى و معنوى سلب مى كند.
با توجه به اين نكته، تصديق خواهيد نمود كه موسيقى مخدرى بيش نيست و تمام و يا بسيارى از عيوب و مضرات تخدير را داراست.
اصولاً لذت فوق العاده اى كه افراد از آن مى برند، به سبب همين اثر