مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٢ - شرك يعنى چه؟
(فَلا تَدْعُوا)، «فَلا تَعْبُدُوا أَحَداً» است.
ثانياً، دقت در لفظ «مَعَ اللّه»، حقيقت را روشن تر مى سازد، زيرا آنچه حرام است اين است كه از شخصى به عنوان شريك خدا چيزى بخواهيم، براى آن شخص همان مقامى را قائل بشويم كه براى خدا قائل هستيم و بگوييم: او نيز بسان خدا و رديف خداست.
در صورتى كه هيچ مسلمانى در تمام دعوت هاى خويش، چنين عقيده را درباره اولياى خدا ندارد، بلكه مدعو واقعى و درخواست شده حقيقى در همه جا خداست، چيزى كه هست گاهى به وسيله شخصى مانند پيامبر، از خدا، شفاى مريض و اداى دين را مى طلبيم و گاهى بدون رابطه و وسيله، حاجت خود را از خدا مى خواهيم.
بنابراين، ما جز خدا كسى را نمى خوانيم و جز او كسى را در رفع حوايج و نيازمندى ها و شدايد و مصائب، مؤثر نمى دانيم، چيزى كه هست گاهى بدون واسطه از او خواستار چيزى مى شويم، و گاهى به واسطه يكى از اولياى او از او مطلبى را درخواست مى نماييم.
هرگاه مستقلاً از او مطلبى را درخواست كرديم، به اين آيه عمل نموده ايم:
(اُدْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ);[١]
«مرا بخوانيد] و از من بخواهيد[تا دعاى شما را مستجاب سازم.»
و اگر به وسيله يكى از اولياى خدا از او چيزى را خواستيم، به دستور ديگر خدا عمل كرده ايم كه مى فرمايد:
[١] مؤمن(٤٠) آيه ٦٠.