مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٥ - لقمانْ حكيم بود، نه پيامبر
صفايى ميان آنها برقرار نمى ساخت، از پاى نمى نشست. مجالست دانشمندان و بزرگان را مغتنم مى شمرد. براى دادرسان و داوران و زمامداران، تأسف مى خورد كه چگونه فريب مقام و منصب چند روزه دنيا را مى خورند.»[١]
و در حديث ديگر مى خوانيم:
«روزى يكى از بزرگان بنى اسرائيل از محلى عبور مى كرد، ديد گروهى مانند تشنگانى كه اطراف آب گوارا گرد مى آيند، دور لقمان جمع شده اند و به سخنان حكيمانه او گش مى دهند و حل مشكلات خود را از او مى خواهند. آن رهگذر از طريق تعجب رو به لقمان كرد و گفت: تو آن نيستى كه مدت ها با ما گله دارى مى كردى؟ گفت: آرى. گفت: در سايه چه چيز به اين مقام بلند رسيدى؟ فرمود: سه خصلت مرا به اين مقام رسانيده است:
«صِدْقُ الْحَديثِ، وَ أداءُ الأمانة ، وَتَركُ ما لا يَعني;[٢]
راستگويى، پس دادن امانت، اعراض از كارهاى بيهوده.»
از نظر يك مرد الهى، اين مطلب جاى گفتگو نيست كه بندگى و پيروى از اصول انسانى و اخلاقى، و دورى از گناهان و پرهيز از معاصى و خلافكارى، روح و روان انسانى را جلا و روشنى مى بخشد، و ذهن او را براى درك حقايق و واقعياتْ آماده مى سازد.
به طور مسلّم يك مرد مادى كه با اين اصولْ سر وكارى ندارد و در اين راه، تجربه و آزمايشى نيز ندارد، اين مطلب را صد در صد انكار خواهد كرد. او قدرت فكرى و جهش ذهنى را در گرو نبوغ ذاتى و هوش طبيعى و پس از آن
[١] همان، ص ٣١٧. [٢] همان، ص ٣١٥.