مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦١ - پاسخ يك سؤال
پاسخ اجمالى آن، اين است كه هرگاه هدف از عبادت، اين باشد كه نيازمندى هاى خدا را برطرف كنيم و از پرستش خود بهره اى به او برسانيم، اين پرسش، پيش مى آيد كه خداوند، وجود نامحدود و نامتناهى است و پيراسته از هرگونه نقص و نياز است، چه احتياجى به پرستش ما دارد، ولى هرگاه هدف از پرستش او تكامل خود ما باشد، در اين موقع، عبادت وسيله تكامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، يك نوع لطف و مرحمت و راهنمايى خواهد بود كه ما را به كمال شايسته برساند.
و امّا پاسخ تفصيلى آن، اين است كه عبادت و نيايش و هرگونه كارى كه براى رضاى خدا انجام گيرد، داراى يك سلسله آثار گرانبهاى فردى و اجتماعى است و در حقيقت از عالى ترين ارزش هاى تربيتى و اخلاقى مى باشد، زيرا:
اوّلاً: پرستش خدا و عبادت وى، حس تقدير و شكرگزارى را در انسان زنده مى كند. قدردانى از مقامى كه نعمت هاى بزرگ و پرارزشى را در اختيار انسان نهاده است، نشانه لياقت و شايستگى شكرگزار نسبت به الطافى است كه در حق او انجام گرفته است. تشكر و سپاسگزارى از مقام خداوند، اين نتيجه را دارد كه فرد سپاسگزار با عرض تشكر و اداى وظيفه، بندگى خود را نسبت به خوبى هايى كه درباره او انجام گرفته است، آشكار و هويدا مى سازد.
ثانياً: عبادت و پرستش خدا مايه تكامل روحى انسان است. چه تكاملى بالاتر از اين كه روح و روان ما با جهان بى كران كمال مطلق(خدا) مرتبط گردد و در انجام دادن وظايف بندگى و كارهاى زندگى از قدرت نامتناهى و نيروى نامحدود او استمداد بطلبد و به اندازه اى شايسته و لايق گردد كه بتواند با او سخن بگويد.