مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣١ - علم بى كران خداوند
شده ندارد و الاّ لازم بود بگويد: «ويعلم نزول المطر» يعنى نزول باران را مى داند.
ولى سيد قطب از يك نكته كه در اصطلاح به آن «وحدت سياق» مى گويند، غفلت ورزيده است، زيرا موضوع نزول باران در ميان چهار موضوع ديگر گفته شده كه علم به آنها از علوم انحصارى خداوند است و اگر منظور از جمله (وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ) همان علم به نزول باران نباشد، گفتن اين جمله در ميان آن چهار موضوع بى تناسب خواهد بود، زيرا اگر نزول باران، فعل خداست، همه حوادث جهانى نيز از او سرچشمه مى گيرد، چرا از ميان آنها فقط اختصاص فرستادن باران را به خود متذكر شده است، در صورتى كه او مبدأ همه افعال جهان آفرينش است.
٣. اوست كه مى داند در رحم ها چيست، او از سعادت و شقاوت و سرنوشت جنين و از پسر و دختر بودن آن آگاهى دارد، حتى آن روزى كه جنين به صورت تك سلولى است، مى داند كه پسر است يا دختر، سعادتمند است يا بدبخت.
بشر با همه پيشرفت هايى كه در زمينه «جنين شناسى» پيدا كرده، هنوز شناسايى جنين از نظر پسر و دختر بودن از رازهاى نهفته است كه اخيراً علم بر آنها دست يافته است ولى نه از روزهاى نخست باردارى، بلكه پس از سپرى گشتن چند ماه، در حالى كه آگاهى خدا، گسترده تر است. علاوه بر اين، جمله (وَيعْلَمُ مَا فِى الأَرْحامِ) نه تنها علم به پسر و دختر بودن را از علوم انحصارى شمرده، بلكه علم به كليه شؤون جنين را از خصايص الهى نام برده است.