مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٠ - شرك يعنى چه؟
شرك است. گويا حقيقت شرك در اختيار آقايان است كه هر طورى بخواهند آن را تفسير نمايند، در صورتى كه شرك براى خداوند حد و اندازه اى دارد. مشرك در اسلام و تمام اديان، كسى است كه مخلوقى را خدا بخواند، و يا مخلوقى را در تأثير و انجام دادن امور، مستقل بداند، و يا مخلوقى را براى تقرب به خدا بپرستد.
بنابراين، بوسيدن ضريح به عنوان احترام از كسى كه آن جا دفن شده و يا خواندن زيارت و گفتن جمله هايى كه حاكى از مقام بلند او باشد، و يا تعمير نقطه اى كه بدن پاك مردان جانباز الهى در آن جا به خاك سپرده شده است، و يا حاجت خواهى از خدا در كنار قبر آنان، و يا خواستن شفيع بودن آنان در نزد خدا، كوچك ترين ارتباطى به شرك ندارد; يعنى از نظر شرك نمى توان اينها را از مصاديق شرك دانست، زيرا مشرك به طورى كه اجمالاً گفته شد، كسى است كه به يكى از سه مطلب فوق ملتزم گردد، و كسى از مسلمانان نه يكى از پيشوايان دينى را خدا مى داند، و نه كسى آنها را به عنوان معبود و مقربْ پرستش مى كند، و نه براى آنها استقلالى در امور و انجام دادن كارى قائل است، بلكه همه مسلمانان به احتياج و نيازمندى آنان در تمام شؤون زندگى، اعتراف و اقرار صريح دارند.
شگفت آور استدلالى است كه برخى از وهابى ها در اين مورد دارند; آنان مى گويند: در شدايد و مصائب و حوايج نبايد جز خدا را خواند، زيرا قرآن مجيد دستور مى دهد:
(وَأَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً);[١]
[١] جن(٧٢) آيه ١٨.