مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٧ - هيئت بطلميوس
كرده كه همه ستاره هاى ثوابت كه مانند ميخ بر پيكر آن كوبيده شده و پس از فلك ثوابت، فلك نهم ناميده مى شود كه همه افلاك در شكم وى قرار دارد و اين افلاكْ بسان يك پياز، طبقات آن، محيط بر يكديگر است و پوست آن، محيط بر همه است.
هر يك از سيارات، سير مخصوصى دارد كه تابع سير فلك خود بوده و بر خلاف جهت سير فلك اطلس حركت مى كند.
اين بود خلاصه نظريه بطلميوس كه حدود ١٥٠٠سال در جوامع علمى با قدرت هر چه تمام تر حكومت كرد، سپس به وسيله چهار دانشمند بزرگ، اساس آن متزلزل گرديد:
١. كپرنيك لهستانى: وى مركزيت زمين را جدا تكذيب كرد و كره آتشين و فروزان خورشيد را مركز سيارات معرفى نمود و از اين راه، طومار افلاك نه گانه درهم پيچيده شد.
٢. كپلر منجم و رياضى دان آلمانى: وى موفق شد اثبات كند كه هر سياره اى در گردش خود به دور خورشيد، يك مسير بيضى شكل را طى مى كند و هر سياره اى هر چه به خورشيد نزديك تر باشد، حركت آن سريع تر است.
٣. گاليله ايتاليايى: او با اختراع دوربين كوچك، از نظرهاى دو دانشمند پشتيبانى كرد و نظرياتى درباره سيارات ابراز نمود. وى به وسيله دوربين، ستارگان نامرئى بسيارى كشف كرد كه تا آن زمان شناخته نشده بودند، و كهكشان آسمان را با ستارگان انبوه تفسير نمود.
٤. نيوتن: وى با اثبات قانون «جاذبه عمومى و قانون گريز از مركز» گردش ستارگان را تحت يك قانون كلى گنجانيد و معتقد بود كه قانون جاذبه