مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧ - اعتقاد به صانع، كهن ترين انديشه انسانى است
مى رفت، فطرت با يك كشمكش پرقدرتى او را به عالم بالا، عالمى كه از شرايط زمان و مكان بيرون است، و تمام جهان در كف قدرت اوست، متوجه مى ساخت. از آن جا كه اعتقاد به خدا از فطرت انسان سرچشمه مى گيرد و با سرشت آدمى آميخته است، امروز هم بشر مغرور مادى در گرفتارى ها و شدايد و مصائب به آن نقطه پناه مى برد.
بشر، در طول تاريخ در تحكيم اين عقيده نه تنها به فطرت اتكا داشته، بلكه از اصل مسلّم «عليت و معلوليت» به فراخور حال خود بهره مند و برخوردار بوده است.
او مى ديد و با ديده خود درك مى كرد كه هر حادثه اى در جهان هستى، از نقطه اى سرچشمه مى گيرد كه به اصطلاح علمى به آن علت مى گويند و هرگز اتفاق نيفتاده كه چيزى خود به خود سر از عدم بردارد و بى علت پديد آيد.
اين مسأله (هر حادثه اى علتى مى خواهد) تقريباً مانند ساير مسائل فطرى، با سرشت انسانى آميخته گرديده است. كودك در نخستين روزهاى زندگى، هر موقع صدايى را بشنود، بى اختيار متوجه سمتى مى شود كه صدا از آن طرف آمد، و اگر توانايى سخن گفتن داشته باشد، فوراً از مادر و نزديكان خود از علت حادثه سراغ مى گيرد.
در طول تاريخ، روى اين دو اساس محكم، يعنى «فطرت و قانون عليت»، كاخ رفيع و محكم خداپرستى استوار شده است و تا ابد اين كاخ، استوار و خلل ناپذير خواهد ماند.
همان طور كه در اثبات وجود خدا دو راه در اختيار داشتيم، گاهى از طريق فطرت پى به وجود مى برديم و هر انسانى خود را در شرايط خاصى