مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١ - شرك يعنى چه؟
«مراكز سجده ]و يا معابد[ مال خداست، هرگز نبايد همراه خدا ديگرى را خواند.»
آنان مى گويند: به حكم جمله (فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ)، نبايد گفت: «اشفع لنا يا محمد» پيامبر در حق ما شفاعت كند. همچنين نبايد گفت: اى رسول گرامى! از خدا بخواه تا خدا ما را شفا بخشد، يا دين ما را ادا كند، زيرا همه اينها مصداق «دعوت مع اللّه» است، يعنى همراه خدا ديگرى را نيز مى خوانيم.
پاسخ اين استدلالْ كاملاً روشن است:
اوّلاً، مقصود از اين كه غير خدا را نخوانيم، يعنى غير او را عبادت و پرستش نكنيم، و هدف آيه اين است كه جز خدا كسى ديگر را پرستش ننماييم. گواه مطلبْ آيه بعدى است كه مى فرمايد:
(قُلْ إِنّما أَدَْعُوا رَبّى وَلا أُشْرِكُ بِهِ أَحداً);[١]
«بگو من تنها خدايم را مى خوانم]و او را مى پرستم[ و كسى را شريك او قرار نمى دهم.»
جمله (وَلا أُشْرِكُ بهِ أَحداً) گواه بر اين است كه مقصود از «دعوت» در هر دو آيه، همان خواندن به عنوان پرستش است، نه هر دعوت و توسل.
اگر كسى در چاهى افتاد و از كسانى كه از اطراف چاه عبور مى كنند درخواست كرد كه او را نجات دهند، نمى گويند: اين شخص كه در درون چاه است با چنين دعوت، آنها را پرستش كرد.
خلاصه پرستش داريم، دعوت و درخواستى، آنچه كه حرام است، همان موضوع پرستش و عبادت غير خداست، نه هر دعوت، و مقصود از آيه
[١] همان، آيه ٢٠.