مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤ - بت پرستى در شبه جزيره
آن نقطه منتشر بود تا آن كه يكى از فرزندان اسماعيل به نام «عمرو بن لحى» حكومت مكه را در دست گرفت و پس از مدتى، سخت بيمار شد و براى معالجه به سرزمين شام رفت. مشاهده كرد كه آنان اشكال اجرام كيهانى و تمثال هاى شخصيت هاى بشرى را مى پرستند و معتقدند كه بر اثر عبادتِ اين اشكال و تمثال ها، خود اجرام و روح آنها، آنان را يارى مى نمايند. وى اين مطلب را پسنديد و از آنها تقاضاى بت كرد و آنان بت «هبل»و بت هايى به نام «اساف» و «نائله» را كه به صورت دو جوان زيبا يا به شكل زن و شوهر بود، به وى دادند و او آنها را در خانه خدا (كعبه) جاى داد و مردم را به عبادت آنها دعوت كرد و اين دعوت، كه با روح جهل ونادانى بشر توأم و با روح خضوع در برابر نيروى مافوق كاملاً وفق مى داد، رواج كامل پيدا كرد.
روزى كه پيامبر مبعوث شد، عقيده آنان اين بود كه بتان معبودند نه خالق، شفيع و مقربند، نه آفريدگار جهان و لذا قرآن در رد آنان چنين مى گويد: «اين بتان مانند شما بندگانند و اين بت ها نه شما را مى توانند يارى كنند و نه خود را»[١] و در آيه دوم مورد بحث در پاسخ آنها چنين مى گويد:
(لِلّهِ مَا فِى السَّماواتِ وَالأَرْضِ);
«آنچه در آسمان ها و زمين است، از آن خداست.»
او شايسته پرستش است، يعنى اين اجرام آسمانى و زمينى بسان شما مخلوقند و بر شما برترى ندارند و پرستش آنها باعث تقرب نيست.
اين حقيقت، كه بت ها معبود بودند، نه خالق، در قرآن در سوره هاى عنكبوت (آيه ١٦) و زخرف(آيه ٨٧) و زمر(آيه ٣٨) نيز وارد گرديده است.
[١] اعراف(٧) آيه ١٩٤ و ١٩٧.