مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠١ - نظر خدا پرستان
آميخته اند. در اين كه بشر، پاره اى از اين موجودات را مى پرستد سخنى نيست، ولى علت توجه او به يك مبدأ، ترس و وحشت او نبوده است، بلكه علت توجه، اين بود كه در درون خود، يك نوع جذبه و كشش باطنى نسبت به جهان ديگر احساس مى كرد، به عبارت ديگر، تقاضا و نداى فطرت بود كه او را در تمام احوال، خصوصاً در شدايد به يك قدرت مافوق متوجه مى ساخت، گويا مسأله مذهب و اعتقاد به خداى جهان با وجود آدمى سرشته شده. خلاصه عقيده به خداى جهان، معلول حس مذهبى انسان است كه امروز دانشمندان روان شناس، آن را چهارمين حس بشر دانسته اند و با دلايل روشن، فطرى و نهادى بودن توجه به خدا را بر نبوت رسانيده اند.[١]
براى توجه به خدا علاوه بر فطرى بودن موضوع خداشناسى، علت ديگرى در كار است و آن مشاهده نظام خلقت كه انسان را به وجود نظم دهنده اى رهبرى مى كند كه اعتقاد به او با وجودش سرشته شده است.
گواه روشن بر اين كه اعتقاد انسان به خداوند، زاييده ترس و خوف و مولود نيازمندى هاى مادى او نيست، اين است كه اگر بشر در بهشت برين كه در آن جا اثرى از گرسنگى و تشنگى و ديگر عوامل مهلك و نابود كننده نيست، چشم به جهان مى گشود، باز حس كنجكاوى وى آرام نمى گرفت و بنابراين اصل مسلم كه هر دستگاه منظمى به نظم دهنده اى و هر اثرى به مؤثرى نياز دارد از خود سؤال مى كرد: پديد آورنده اين نظام كيست؟ و اگر در آن محيط، كوچك ترين نيازى به خدا نداشت، باز حس كنجكاوى وى، او را به
[١] نگارنده در كتاب راه خداشناسى در خصوص نهادى بودن حس خداشناسى به طور مبسوط سخن گفته است.