مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦ - «لهو الحديث» در عصر ما
٣. وى با گفتار خود: «اگر محمد از عاد و ثمود خبر مى دهد، من نيز داستان رستم و اسفنديار مى گويم»، قرآن را به باد سخريه و استهزا گرفته و كتاب سراسر حكمت را با كتاب هاى رمان و داستان يكسان حساب مى كـرد; چنان كه مى فـرمـايد: (وَيَتَّخِذَها هُزُواً); « آيات قرآن را به سخريه و استهزا گرفته است.»
«لهو الحديث» در عصر ما
قرآن مجيد در اين آيه، روى كلمه «لهو الحديث» تكيه كرده و سخن مى گويد. چه بهتر معناى اين كلمه را به خوبى فرا گيريم.
لهو در لغت عرب به معناى «بازداشتن و مشغول كردن» است. هر نوع سخن و كلامى و يا كار و كردارى كه انسان را از حق و حقيقت باز دارد، به آن لهو مى گويند. چيزى كه هست، بازدارنده، گاهى مضمون كلام است و سخن، به آن لهو الحديث مى گويند و گاهى چيز ديگر است، مانند جمع ثروت و افراط در شهوت كه به آنها «لهو» مى گويند، كه ما را از حق باز مى دارد.
قرآن مجيد مى فرمايد: (اَلْهكُمُ التَّكاثُرُ);[١] «گردآورى ثروت شما را از گرايش به حقيقت باز داشت.»
بنابراين هر نوع سرگرمى كه مانع از توجه به حق و حقيقت گردد، در لغت قرآن به آن «لهو» مى گويند. هرگاه يك چنين سرگرمى و باز دارنده، كلام و داستان باشد، لفظ «حديث» به آخر آن ضميمه مى گردد، مى گويند: «لهو
[١] تكاثر(١٠٢) آيه ١.