مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠ - اطاعت محدود
شناسى خود را ابراز نماييم، ولى از طرف ديگر، مراتب حق شناسى و احترام به آنان، نبايد سبب شود كه دستگاه تعقل و تفكر خود را تعطيل كنيم و در مسائل فكرى و عقيدتى از آنها پيروى كنيم، بلكه در اين مسائل بايد با پى گيرى خاصى دنبال حق برويم و حق را با دليل و منطق پيدا كنيم، از اين جهت مى فرمايد:
(وَإِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما);
«هرگاه پدر و مادر اصرار ورزند كه براى من شريكى قرار بدهى، در حالى كه به آن علم ندارى، از آنها پيروى مكن.»
به عبارت ديگر، با اين كه در آيه چهاردهم دستور داده شده كه فرزند از پدر و مادر فرمان ببرد، در اين آيه، حدود فرمانبردارى او را محدود ساخته و حق حاكميت آنان را در «شرك» بلكه مطلق گناهان سلب مى نمايد.
نكته اين مطلب روشن است، زيرا علت لزوم فرمانبردارى از سخنان پدر و مادر، اين است كه پدر و مادر، خواهان سعادت فرزندند، گرمى و سردى روزگار را زيادتر از او چشيده اند و تجربيات خوبى در اين راه اندوخته اند; از اين جهت بايد در مسائلى كه نمى دانند از تجربيات آنها استفاده كنند، ولى اگر پدر و مادر بر اثر نادانى و گمراهى يا هوسرانى بخواهند فرزند را به لب پرتگاه بكشند، او را به انواع گناه آلوده سازند، مقام انسانى او را به قدرى تنزل دهند كه در برابر اجسام بى روح خاضع گردد، در اين صورت، جهتى براى فرمانبردارى نيست.
على(عليه السلام) مى فرمايد: