مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٦ - شرك در اجتماع ما به صورت ديگر
از او باز دارد; اين دو نوع كار، يك نوع تناقض و تضاد شمرده مى شود.
شرك در اجتماع ما به صورت ديگر
قرآن مجيد بيش از هر مسأله اى روى شرك تكيه مى كند و از آن نكوهش مى كند.
شرك به آن صورت كه در زمان نزول قرآن رايج بود، در پرتو تعاليم اسلام از سرزمين هاى ما رخت بربسته و جامعه اسلامى از بت پرستى پيراسته ساخت.[١]
امّا گاهى در جامعه هاى اسلامى، شرك به صورت ديگر جلوه كرده و جاى آن شرك كهن را مى گيرد. در اين جا هر چند از بت چوبى و فلزى يا اجرام آسمانى خبرى نيست، ولى بت در اين جا به صورت مقام و منصب، پول و ثروت، مد و تجمل پرستى و ديگر هواها و هوس ها در مى آيد، كه همگى از شاخه هاى خودپرستى و نفس پرستى است.
قرآن مجيد درباره اين افراد مى فرمايد: (أَرءَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ)[٢]. از مردم كسانى هستند كه بت آنها هوا و هوس آنهاست، زيرا مقام، پول، جاه و شهرت را آن چنان مى خواهند كه آنها را به سرحد معبود مى پرستند.
آنان به اندازه اى به مقام و هوا و هوس علاقه دارند كه تصور مى كنند پول و قدرت ظاهرى همه كاره است و اگر اين وسايل مادى از دست آنها گرفته
[١] هر چند بيمارى شرك و بت پرستى در كشورهاى هند و ژاپن و قسمتى از خاور دور و آسياى جنوبى به قوت خود باقى است و چه بدبختى هايى از اين راه دامنگير آنها شده است. [٢] فرقان(٢٥) آيه ٤٣.