مربّى نمونه(تفسير سوره لقمان) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢ - موسيقى بلاى عصر
تخديرى آن است. گاهى اين اثر تخديرى به قدرى قوى است كه انسانْ عقل و هوش خود را آن چنان از دست مى دهد كه دست به حركات غير عادى مى زند.
مثلاً وقتى تخدير موسيقى قوى گرديد، قدرت قضاوت صحيح از انسان سلب مى گردد، ديگر نمى تواند خوب و بد را در حد واقعى خود درك كند، چه بسا در مواقعى بسيارى از اعمال ناشايست كه در حالت عادى از او سر نمى زند و آن را شايسته شأن و انسانيت خود نمى داند، وقتى تحت تأثير عوامل مرموز كشش هاى صوتى قرار گرفت و عقل و انديشه و قوه مميزه او اسير جذبه و آهنگ هاى تند موسيقى گرديد، بى پروا از او سر زده و كوچك ترين انديشه اى درباره عواقب و مضرات آن نمى كند.
تصور نمى كنيم اين قسمت از گفتار ما احتياج به ذكر مثال و بيان نمونه داشته باشد،زيرا هر فرد بيدارى توجه دارد كه رقص هاى دسته جمعى و شب نشينى هايى كه مردان بيگانه با زنان بيگانه به پايكوبى و دست افشانى مشغول مى گردند، همواره توأم با آهنگ هاى تند موسيقى بوده و ارتعاش اصوات موسيقى، آن چنان سرپوشى بر روى عقل و ادراك افراد مى گذارد كه انجام دادن هرگونه عمل دور از مقام انسانى، براى آنها سهل و آسان مى گردد.
چه تخديرى بالاتر از اين؟ وقتى انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقى قرار گرفت، يك نوع رخوت و نسبتى بر اعصاب مستولى شده و از مفاهيم انسانى، جز شهوترانى، خوانندگى، عشق بازى و جمال پرستى چيزى در برابر ديدگان بى فروغ و عقل وى مجسم نمى گردد و آن چنان سرپوش روى ادراك و نيروى خرد گذارده مى شود كه مفاهيم مقدسى به نام رحم، مروت، عفت، حيا، امانت، مساوات، برادرى، مجد و عظمت، كوشش و فعاليت