سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٩
عرب، همراه بلال به خانه فاطمه (س) رفت. بعد از سلام و ستايش اهل بيت، وضع خود و موضوع ديدار با پيامبر (ص) را به اطلاع وى رسانيد. «١» حضرت زهرا (س) نخست، پوستى را كه حسن و حسين (ع) بر آن مىخوابيدند به عرب داد؛ ولى او نپذيرفت و گفت: «من از گرسنگى نزد تو شكايت مىبرم و تو پوست گوسفند به من مىدهى!» فاطمه (س) وقتى اين سخن را از او شنيد، گردنبندى را كه يادگار و هديه دختر عمويش حمزه سيدالشهداء بود، به مرد عرب داد و فرمود: «بگير، آن را بفروش. اميد است مشكل تو با آن حل شود.» مرد عرب گردنبند را گرفت و شادمان نزد پيامبر (ص) به مسجد رفت و پس از سخنانى سرانجام، عمار ياسر آن را به بيست دينار و دويست درهم، يك دست لباس و يك رأس مركب خريد و اعرابى، خوشحال از محضر پيامبر (ص) مرخص شد.
عمار گردنبند را به خانه آورد و آن را با مشك معطر ساخت و در برد يمانى گذاشت و تحويل غلامش داد و گفت: «اين گردنبند را به پيامبر (ص) بده، تو را نيز به آن حضرت بخشيدم.» غلام حضور پيامبر (ص) رسيد و جريان را به عرض آن گرامى رسانيد. پيامبر (ص) نيز فرمود: «گردنبند را نزد فاطمه ببر و تو را به او بخشيدم.» غلام نزد فاطمه (س) آمد و موضوع را به عرض وى رسانيد. فاطمه (س) گردنبند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد كرد. غلام از اين رخداد خنديد و گفت: «چه گردنبند با بركتى! گرسنهاى را سير كرد، عريانى را پوشانيد، فقيرى را بى نياز ساخت، بردهاى را آزاد كرد و سرانجام به صاحب اصلىاش بازگشت.» «٢» ايثار فقط براى خدا:
شأن نزول سوره «دهر» را همه شنيدهايم. خلاصه آن چنين است: امام حسن و امام حسين (ع) مريض مىشوند. پيامبر (ص) به عيادت آنان مىرود و به حضرت امير (ع) پيشنهاد مىكند براى شفاى فزندانشان نذر كنند روزه بگيرند. بچهها شفا مىيابند. والدين آنها به نذر خويش، يعنى گرفتن سه روز روزه وفا مىكنند. فضه و حسنين نيز على و زهرا (عليهما السلام) را در اين امر همراهى مىنمايند.