سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٨١
و فانى در ذات خدا بود؛ آن چنان كه در يكى از تفسيرهاى «بتول»- از القاب آن حضرت- آمده است: «لِانْقِطاعِها عَنِ الدُّنْيا الَى اللَّه؛ «١» فاطمه (س) بدين جهت بتول ناميده شده كه براى وصول به قرب الهى از دنيا منطقع شده است.» ٢. ساده پوشى لباس، اين نعمت الهى، علاوه بر پوشانيدن تن و مستور ساختن زشتيهاى بدن آدمى، عامل زيبايى و زينت انسان است كه اندام او را زيباتر از آنچه هست نشان مىدهد.
پوشيدن لباس در اين حد امرى لازم و مطلوب شارع مقدس است كه قرآن هم بدان اشاره كرده است. «٢» متأسفانه نزد بسيارى كسان به ويژه در عصر ما- كه لباسهاى رنگارنگ و متنوع به بازار آمده- جنبههاى فرعى و حتى نامطلوب و زننده لباس به قدرى گسترش يافته كه فلسفه اصلى لباس را تحت الشعاع قرار داده است. لباس، ابزارى شده است براى انواع تجمل پرستى، گسترش فساد، تحريك شهوت، خود نمايى و تكبر و اسراف. مد پرستى در لباس در عصر حاضر تبديل به آفتى خانمان سوز شده كه نه تنها ثروتهاى كلانى را به كام خود فرو برده كه بخش مهمى از سرمايه نيروى انسانى جامعه و فرصتهاى ارزشمند را نيز بر باد داده است.
از مطالعه سيره پيشوايان دينى به ويژه معصومان- عليهم السلام- چنين استفاده مىشود كه آنان با مسئله تجمل پرستى در لباس سخت مخالف بودهاند. سيره رفتارى مادر امامان، حضرت زهرا (س) بهترين گواه اين موضوع است.
فاطمه (س) در پوشيدن لباس چنان زهد مىورزيد كه حتى ياران نزديك رسول خدا (ص) تعجب مىكردند. سلمان فارسى به ديدار فاطمه (س) رفت. وقتى چشمش به چادر او افتاد كه دوازده وصله خورده بود، قلبش شكست و گريه كرد و آه از دل بر آورد: واحزناه! دختران