سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٠
او هميشه رسول خدا (ص) را «يا ابه» (پدر جان) مىخواند، تا آيه «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً» «١» نازل شد. از آن پس فاطمه (س) پدر را «يا رسول اللَّه» خطاب مىكرد. چندين بار كه او را با اين لقب خواند، پيامبر (ص) جواب نگفت و رو برگرداند؛ سپس فرمود:
«فاطمه جان! اين آيه درباره تو و فرزندانت نازل نشده است، تو از منى و من از تو هستم دختركم مرا همان پدرجان صدا كن كه اين گونه، محبوب من و مرضّى خدا است.» «٢» ٣. در برابر همسر: زهرا (س) براى همسرش احترامى خاصّ قائل بود و با وى در همه زمينهها برخوردى مؤدّبانه و مهربانانه داشت. او از على (ع) با كنيه «ابوالحسن» ياد مىكرد و خطاب به او مىگفت:
رُوحى لِرُحِكَ الْفِداء وَ نَفسى لِنَفْسِكَ الْفِداء يا ابَالْحَسَنِ روح و جانم فداى تو باد اى ابوالحسن! «٣» او هرگز بر خلاف خواسته على (ع) گام بر نداشت و همواره مطيع او بود. آنجا كه على (ع) به اصرار شيخين از او خواست تا اجازه دهد آن دو به عيادت او بيايند، به رغم ناخشنودى از ايشان گفت:
الْبَيْتُ بَيْتُكَ و الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ «٤» خانه خانه تو است و زن نيز همسر و در اختيار تو.
زهرا (س) مشكلات زندگى را تحمل و آنها را از على (ع) پنهان مىكرد تا او را نيازارد.
او هرگز از على (ع) چيزى نخواست كه نكند قدرت بر تهيه آن نداشته باشد و خود مىفرمود: «من از خدا شرم دارم كه به تو چيزى را كه قدرتش را ندارى تحميل كنم.» «٥»