سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٨
- در كنار حوض كوثر، آنجا كه مشغول سقايت امّتم هستم - اگر آنجا نيز تو را نيافتم؟
- در كنار جهنّم، در حالى كه شعلههاى آتش را از امّتم دور مىكنم.
اينجا فاطمه (س) آرام گرفت وغم از چهرهاش زدوده شد. «١» روزى رسول خدا (ص) بر فاطمه (س) وارد شد و او را نگران و اندوهگين يافت. از او پرسيد: «دخترم! حزن و اندوهت براى چيست؟» فاطمه (س) گفت: «پدرجان ياد كردم روز محشر و توقف مردم را در آن روز در حالى كه برهنهاند.» «٢» در روايتى ديگر آمده است: روزى رسول خدا (ص) نزد زهرا (س) آمد و او را گريان ديد. پرسيد: «اى نور چشم من! چه چيزى باعث گريه تو شده است؟» زهرا (س) گفت:
آيه «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُم احَداً (كهف: ٤٧)
و همه آنان (انسانها) را بر مىانگيزيم، و احدى از ايشان را فرو گذار نخواهيم كرد. «٣»» ج. محو جمال حق شب و روز فاطمه (س) در شناخت حق تعالى، بندگى او و تهذيب و تكامل نفس سپرى مىشد. او هر لحظه كه در اين وادى گامهاى تازهترى بر مىداشت و از كوثر زلال «معرفةاللَّه» جرعههاى گواراترى مىنوشيد، بيشتر محو جمال يار مىشد و سراسر وجودش در تاب و تب اين عشق و معرفت مىسوخت.
فاطمه (س) در همه چيز بى همتا و بى نظير بود. در خداشناسى نيز مانندى نداشت.
يكى از تفاسير بتول همين است:
سُمِيَّتْ فاطِمةُ بَتُولًا لِانَّها بَتَلَتْ عن النّظير «٤» فاطمه (س) بتول ناميده شده است؛ چون نظير ندارد.