سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س)

سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٢

نكته در خور توجه در اين بيان نورانى آنكه امام (ع) فاطمه (س) را اسوه خويش قرار داده نه از آن جهت كه مادر اوست، بلكه از آن جهت كه دختر رسول خدا (ص) و استمرار وجود او، استمرار وجود رسول خدا (ص) است و در حقيقت، اسوه پذيرى از سيره فاطمى همان اسوه پذيرى از سيره نبوى محسوب مى‌شود.
از جلوه‌هاى بارز سيره فاطمى (س) اطاعت پذيرى و تبعيّت ايشان از مقام نبوت و امامت است كه در اين درس در دو محور به توضيح آن مى‌پردازيم.
١. مقام نبوت‌ حضرت فاطمه (س) براى انجام دادن وظيفه و كسب رضايت حق تعالى و در راستاى پيشبرد و تقويت نظام نو پاى اسلامى، ضمن حمايت خالصانه از بنيانگذار گرانقدر آن؛ رسول اكرم (ص)، در همه مقاطع از دستورات آن حضرت و احكام و معارف آسمانى كه به وى وحى مى‌شد اطاعت مى‌كرد و در اين اقدام ضمن آنكه خود به تكليف عمل مى‌كرد، در عمل، به همه امت درس فرمانبرى از سفير الهى را مى‌آموخت. آن حضرت خود را از عمل به آنچه به پدر بزرگوارش وحى مى‌شد مستثنا نمى‌دانست؛ بلكه همچون فردى از آحاد ملت، خويش را ملزم به عمل به آن مى‌كرد.
بسيارى اعراب جاهلى كه از فرهنگ و تمدن بهره كم‌ترى داشتند، پس از پذيرش اسلام نيز مدتها بر همان عادات و آداب پيشين باقى مانده بودند و در روابط اجتماعى منزلت و حرمت يكديگر را رعايت نمى‌كردند. از اين رو با پيامبر عظيم الشأن اسلام نيز همچون ديگر افراد برخورد مى‌كردند و آن حضرت را با نامها و لحن‌هاى بَدَوى و جاهلى خطاب مى‌كردند. و اين كار، گاه حالت زننده‌اى به خود مى‌گرفت.
خداوند متعال اين آيه شريفه را نازل فرمود:
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً (نور: ٦٣).
صدا كردن پيامبر را در ميان خود، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهيد.