سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٠
وقتى خبر شهادت زهرا (س) را از امام حسن و امام حسين (ع) شنيد بر رو افتاد و گفت:
«به چه كسى از اين مصيبت پناه ببريم اى دختر رسول خدا (ص)؟! هر حادثهاى رخ مىداد به تو پناه مىبرديم و آرامش پيدا مىكرديم. پس از تو چه كسى تسلى بخش دل ما خواهد بود؟!» «١» زهرا (س) همواره مايه افتخار و مباهات على (ع) بود و با صراحت مىفرمود:
وَلِىَ الْفَخْرُ بِفاطِمَ وَ ابيها ثُمَّ فَخْرى بِرَسوُلِ اللَّهِ اذْ زَوَّجَنيها «٢» من به فاطمه و پدرش افتخار مىكنم و افتخار مىكنم به رسول خدا (ص) كه فاطمه را به همسرى من برگزيد.
و نيز در خطابهاش در مسجد در جمع مسلمانان فرمود: «من وصىّ پيامبر (ص) و همسر دختر او فاطمه سرور زنان جهانيان هستم.» «٣» و در نامهاى در پاسخ ياوه سرايىهاى معاويه نوشت: «مِنَّا خَيْرُ نِساءِ الْعالَمينَ وَ مِنكُمْ حَمَّالَةُ الْحَطَبِ؛ «٤» بهترين زنان جهانيان از ما است؛ در حالى كه حمالة الحطب [عمه معاويه و همسر ابولهب] از شما است.» و نيز به عنوان مفاخر خود در خطبهاش در كوفه پس از مراجعت از نهروان فرمود:
«من همسر بتول، سرور زنان جهانيان، فاطمه پرهيزگار، پاكدامن، خود ساخته، نيكوكار، هدايت شده، محبوب حبيب خدا و بهترين دختران او و گل بوستان محمدى هستم. «٥»» فقدان زهرا (س) براى على (ع) بسيار سنگين و جانكاه بود. از اين رو، با آنكه فاطمه (س) از قبل، او را به آرامش و بردبارى دعوت كرده بود، «٦» در فراق او ضجّه مىزد و با سوز و گداز زمزمه مىكرد:
نَفْسى عَلى زَفَراتِها مَحْبُوسَةٌ يا لَيْتَها خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَراتِ