سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٥
وقتى على (ع) متوجه شد سه روز است در خانه چيزى براى خوردن وجود ندارد از همسرش پرسيد: «چرا به من نگفتى؟» زهرا (س) پاسخ داد: «پدرم مرا نهى كرده است از اينكه از تو چيزى بخواهم و مىفرمود: اگر چيزى به خانه آورد كه هيچ وگرنه از پسر عمويت چيزى مخواه.» «١» و نيز مىفرمود: «من از خدا شرم دارم كه بر تو چيزى را تحميل كنم كه قدرت برآوردن آن را ندارى.» «٢» زهرا (س) دردها و رنجهايش را از على (ع) پنهان مىكرد تا مبادا او آزرده شود. حتى در بستر بيمارى و در واپسين ساعات عمرش به فكر على (ع) و رنجهاى او بود و بر مظلوميت آن حضرت مىگريست. على (ع) پرسيد: «بانوى گرامى! چه چيز تو را به گريه واداشته است؟» پاسخ داد: «مصيبتها و مرارتهايى كه بعد از من به تو مىرسد.» «٣» حضرت فاطمه (س) همواره- حتى براى پس از مرگش- در انديشه آرامش و آسايش حضرت على (ع) بود. از اين رو، وصيت كرد پس از درگذشت او ازدواج كند و حتى خواهر زادهاش، امامه «٤» را هم معرفى كرد. او مىگفت: «همسر براى مردان امرى ضرورى است.» «٥» به راستى كه لقب «حانيه» «٦»- كسى كه به همسر و فرزندانش بسيار مهربان است- زيبنده فاطمه (س) است؛ چرا كه او به على (ع) و فرزندانش عشق مىورزيد و همه سختيها و مرارتها را در راه رضايت آنان كه رضايت خدا در آن بود تحمل مىكرد.
٣. بهترين ياور على (ع):
فاطمه (س) پيش از آنكه با على (ع) ازدواج كند، مسئوليت خطير او در پاسدارى از اسلام و حمايت از بنيانگذار آن را به خوبى درك مىكرد و مىدانست اگر مجاهدتهاى على (ع) و حضور وى در عرصههاى مختلف نباشد، پيشرفت اسلام در آن موقعيت حساس با مشكل جدّى مواجه خواهد شد. از اين رو، رنجهاى ناشى از