سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س)

سيره اخلاقى تربيتى فاطمه زهرا(س) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٩

عصمت كبرى در دفاع از ولايت هنگام هجوم به خانه‌اش تا آن‌جا پيش رفت كه پهلويش شكست و در خون نشست، محسنش سقط شد، «١» ميخ در بر سينه‌اش نشست، «٢» دست و بازويش بر اثر ضربه تازيانه آسيب ديد و كبود شد «٣» و سرانجام بر سر پيمان الهى از هستى خويش گذشت و جان خود را فدا كرد تا ولايت بماند.
٢. دادخواهى‌ دادخواهى زهرا (س) از متجاوزان به حق خود و داعيه داران دروغين جانشينى پيامبر (ص) كه در تاريخ از آن به ماجراى «فدك» ياد شده، از ديگر محورهاى مبارزاتى فاطمه (س) به شمار مى‌رود. ماجراى غم‌انگيز فدك بهانه‌اى شد تا دختر پيامبر (ص) در عرصه‌اى ديگر چهره باطل را با نقاب جديدش رسوا كند و بسيارى از ناگفته‌ها را بگويد، و گرنه او در زندگى زاهدانه‌اش با چهار سال در اختيار داشتن فدك ثابت كرد كه هيچ گونه دلبستگى به دنيا و مظاهر آن ندارد. از اين رو مى‌بينيم در خطبه‌اى كه در پى غصب فدك ايرادمى كند، هيچ نامى از آن نمى‌برد؛ بلكه محتواى خطبه همه‌اش در محكوميت و رسوايى گردانندگان سقيفه، عظمت و رنجهاى پيامبر (ص)، وصايت و فضائل على (ع)، تكريم و تحريك انصار و آگاهى بخشى و هشدار به مردم است.
ده روز پس از رحلت رسول خدا (ص) و در حالى كه زهرا (س) با پهلوى شكسته در بستر بيمارى آرميده بود، خبر آوردند كه فدك از دست رفت و مأموران حكومت به دستور خليفه، كارگزاران او را از فدك اخراج كرده و آن را به تصرف خويش در آورده‌اند. «٤» فاطمه (س) كه مى‌ديد اين تجاوز آشكار- و توأم با ناديده گرفتن بسيارى از احكام اسلام- جامعه اسلامى را گرفتار انحرافى شديد از تعاليم اسلام و سنت پيامبر (ص) و بازگشت به جاهليت مى‌كند و از سوى ديگر، مقدمه‌اى است براى خانه‌نشين كردن اميرمؤمنان (ع) و