اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٦ - درس سوم رازدارى (١)
سِرُّكَ مِنْ دَمِكَ فَلاٰ يَجْرِيَنَّ مِنْ غَيْرِ اوْدٰاجِكَ. [١]
راز تو، بخشى از خون توست، پس نبايد در غير رگهايت جارى شود.
از اين حديث شريف استفاده مىشود، همان طور كه جريان طبيعى خون در بدن باعث ادامۀ حيات است و چنانچه به جاى جريان يافتن در رگها، به بيرون ريخته شود، منجر به مرگ مىشود، اسرار انسان نيز اين گونه است، اگر از دل خارج شود و در مجراى غير طبيعى قرار گيرد، زندگى عادى انسان را متزلزل كرده، آبروى او را در معرض خطر جدى قرار مىدهد.
به همان اندازه كه رازدارى در اسلام مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته، افشاىراز، سخت نكوهش شده، زيرا پيامدهاى بسيار نامطلوبى براى انسان به دنبالخواهد داشت، تا جايى كه در روايات از آن به عنوان خيانت ياد شدهاست؛ چنان كه اميرمؤمنان على(ع) مىفرمود:
وَ لاٰ تُذِعْ سِرّاً اودِعْتَهُ، فَاِنَّ الْاِذٰاعَةَ خِيٰانَةٌ. [٢]
رازى را كه به تو سپرده مىشود، فاش مساز، كه فاش ساختن رازها خيانت است.
در پارهاى از روايات نيز فاش ساختن اسرار، شركت در قتل پيامبران الهى شمرده شده است و از آنها استفاده مىشود كه افشاى راز چه بسا منجرّ به قتل افراد بىگناه مىشود و انسان را در قتل آنها شريك
[١] . بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٧١.
[٢] . شرح غرر الحكم، ج ٤، ص ٢١٥.