اخلاق اطلاعاتی - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ١٣٨ - زشتى دروغ
معرفى مىكند، [١] انبياى برگزيده خود را بسيار راستگو مىداند [٢] و از مؤمنان نيز مىخواهد كه از راستگويان باشند. [٣] از سوى ديگر دروغپردازى را ثمرۀ بىايمانى معرّفى كرده است:
اِنَّمٰا يَفْتَرِى الْكَذِبَ الَّذيٖنَ لاٰيُؤْمِنُونَ بِاٰيٰاتِ اللّٰهِ وَ اولٰئِكَ هُمُ الْكٰاذِبُون. [٤]
همانا دروغ را كسانى مىسازند كه به آيات خداوند ايمان ندارند و دروغگويان واقعى آناناند.
و با تأكيد و صراحت، بندگان خود را از سخن دروغ باز مىدارد:
وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ. [٥]
و از سخن باطل بپرهيزيد.
و دروغگويى را مانع بهرهمندى از هدايت خويش مىداند:
اِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدىٖ مَنْ هُوَ كٰاذِبٌ كَفّٰارٌ. [٦]
به درستى كه خداوند كسى را كه دروغگو و ناسپاس است، هدايت نمىكند.
در سيره و سنّت اولياى بزرگوار اسلام نيز هرگونه دروغى (جز در مواقع ضرورت كه توضيح آن خواهد آمد) اعمّ از شوخى و جدّى، بزرگ و كوچك، مورد نهى و نكوهش قرار گرفته است. برخى تصوّر
[١]
[٢] . مريم (١٩)، آيۀ ٤١.
[٣]
[٤] . نحل (١٦)، آيۀ ١٠٥.
[٥] . حجّ (٢٢)، آيۀ ٣٠.
[٦] . زمر (٣٩)، آيۀ ٣.